روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٢ - ترجمه
برايشان بادى [١]سخت در روزى شوم بد كه نحوست او مستمر و پيوسته بود،و آن روز چهار شنبه آخرين ماه بود كه در آن ماه دگر چهار شنبه نبود[٩٥-پ]، هيچكس را رها نكرد از خرد [٢]و بزرگ الّا همه را هلاك كرد.هارون أعور خواند:
«نحس»بكسر الحاء:
تَنْزِعُ النّٰاسَ ؛مردم را از جاى مىكند [٣]و مىانداخت ايشان را و گردن مىشكست.محمّد بن اسحاق گفت:چون باد آغاز كرد هفت مرد از عاد از جملۀ اقويا و أشدّاء ايشان كه از ايشان قوىتر و جسيمتر نبودند،شش را نام در اين خبر هست،منهم:عمرو بن الحلىّ و الحارث بن شداد و الهلقام و خلجان [٤]بن سعد، و دو پسر از آن تقن [٥]و مردى ديگر،اينان بيامدند و عيال خود را در شعبى بردند و خود بر در آن شعب صف زدند و بايستادند تا باد را دفع كنند از آنان كه در شعب بودند،باد در مىآمد و يكيك مرد را از جاى مىكند و بر كوه مىزد و پاره پاره مىكرد تا همه را هلاك كرد،زنى از جملۀ آن زنان كه در شعب بودند اين بيتها بگفت:
ذهب الدهر بعمرو ب
ن حلىّ و الهنيّات
ثم بالحارث و الهل
قام طلاع الثنيّات
و الذي سدّ مهبّ الرّي
ح أيّام البليّات
ابو حمزة الثماليّ گفت به اسنادش از رسول-عليه السلام-كه باد مردگان ايشان را از گورها بر آورد. كَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ ؛پنداشتى [٦]كه ايشان تنۀ درختان خرمااند از بيخ بركنده.و الاعجاز جمع عجز كأعضاد و عضد،و براى آن تشبيه كرد ايشان را به تنۀ درخت و كو [٧]درخت كه [٨]آن را شاخها زده باشند كه چون
[١] .آد،گا+سرد.
[٢] .آد،كا:خورد.
[٣] .آد،كا،گا:بر مىكند.
[٤] .كا:خلنان،گا:خلخان.
[٥] .آد،گا:تقنن.
[٦] .آج:بنداختى.
[٧] .كذا:در اساس(؟)؛آج،كا:كونه.
[٨] .آد،كا:تنۀ درخت خرما كه.