روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٣ - ترجمه
در حال چون [١]آتش بازگيرند [٢]چند لون مختلف از او بنمايد،و اصله من قولهم:
مرج القوم اذا اختلطوا و مرجت [٣]اماناتهم و عهودهم، فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكُمٰا تُكَذِّبٰانِ .
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ،گفت:خداوند دو مشرق است و دو مغرب،يكى مشرق تابستان و ديگر مشرق زمستان،و همچنان مغرب تابستان و مغرب زمستان،و رفع [٤]بر خبر ابتداى محذوف است،أى هو ربّ المشرقين، فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكُمٰا تُكَذِّبٰانِ .
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيٰانِ در آميخت آن دو دريا را،گفت [٥]:يكى درياى شور است و يكى درياى عذب [٦]،و رها كرد تا آميخته شدند [٧]،گفتند:درياى پارس [٨]و روم است [٩].
بَيْنَهُمٰا بَرْزَخٌ ،ميان ايشان برزخى و حايلى [١٠]هست، لاٰ يَبْغِيٰانِ ؛كه بر يكديگر بغى نكنند و با يكديگر آميخته نشوند چنان كه عذوبت عذب به ملوحت ملح تباه شود [١١]،و گفتند:معنى آن است تا بغى نكنند بر مردمان به غرق.حسن گفت:درياى روم و هند است و ولايتهاى ما حايل است ميان ايشان،مجاهد گفت:درياى زمين و آسمان است هر [١٢]سال يكبار ملتقى شوند [١٣]،و در تفسير اهل البيت هست كه:مراد به اين دو دريا على و فاطمه است [١٤]،يكى
[١] .كا+از.
[٢] .اساس:گردند،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .اساس:حرجت،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .آد،كا،گا+او.
[٥] .آد،كا،گا:گفتند.
[٦] .كا:خوش.
[٧] .گا:شد و.
[٨] .آد،گا:فارس.
[٩] .آج و ديگر نسخه بدلها:خواست.
[١٠] .آد+و مانعى؛كا،گا+و حاجزى.
[١١] .آد،گا:نگردد؛كا:نشود.
[١٢] .آج:همه.
[١٣] .كا+فبأىّ آلاء ربكما تكذّبان.
[١٤] .آج+عليهما صلوات اللّه.