روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٣ - ترجمه
وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عٰاداً الْأُولىٰ ؛و او عاد اوّل را هلاك كرد كه قوم هود بودند.و مدنيان ابو عمرو و يعقوب خواندند:عاد لولى [١]مدرّج مدغم،و نافع«واو»به همزه خواند به روايت سوسى [٢]و قالون عن طريق الحلوانىّ و لفظ چنين بود كه عاد لّؤلى،چنان كه گويند:قم لان [٣]يعنون،قم الآن و ضمّ لثنين يعنون ضمّ الاثنين.
وَ ثَمُودَ فَمٰا أَبْقىٰ ؛و ثمود را،كه قوم صالح بودند،نيز رها نكرد.
وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ ،يعنى اهلك ايضا قوم نوح من قبل؛و قوم نوح را هلاك كرد پيش ازآنكه [٤]ايشان ظالمتر و طاغىتر بودند.
وَ الْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوىٰ ،و زمين منقلبه را فرود برد به زمين يعنى شارستانهاى [٥]قوم لوط را و آن چهار شهرستان بود:صوانيم [٦]و داد و ما [٧]و عامورا و سدوم [٨]و گفتند جبريل بر زمين انداخت پس ازآنكه به آسمان برد [٩].
فَغَشّٰاهٰا مٰا غَشّٰى ؛به او رسانيد آنچه رسانيد از سنگ باران كه بر او كرد.
فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكَ تَتَمٰارىٰ ؛به كدام نعمتهاى خدايت شك مىكنى و جدل مىكنى[٨-پ]؟ هٰذٰا نَذِيرٌ ،اشارت است به رسول-عليه السلام-گفت اين پيغامبرى است از پيغامبران [١٠]پيشين يعنى چون پيغامبران پيشين او را به شما فرستادهاند چنان كه ايشان را به آنان فرستادند.چنان كه گويند:فلان واحد من النّاس و واحد من بني آدم.ابو مالك گفت معنى آن است كه:اين قرآن وعظ و انذارى است از آنچه
[١] .اساس:عاد الاولى،با توجّه به آد تصحيح شد.
[٢] .اساس:مسيتى،با توجّه به ضبط مأخذ معتبر تصحيح شد؛كا:ميشئى.
[٣] .آج:الان.
[٤] .آد،كا،گا+ إِنَّهُمْ كٰانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَ أَطْغىٰ .
[٥] .همۀ نسخه بدلها:شهرستانها.
[٦] .كا،گا:صوايم.
[٧] .آد،گا:دادنا؛كا:دار ما.
[٨] .آد،كا،گا:سدر.
[٩] .آد،گا:پس ازآنكه جبرئيل به آسمان برد به زمين انداخت.
[١٠] .همۀ نسخهها:پيغمبرى است از پيغمبران.