روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٤ - ترجمه
در صحف ابراهيم و موسى [١].
أَزِفَتِ الْآزِفَةُ ،يعنى قيامت نزديك رسيد و آن را جز خداى تعالى كاشف نيست و مظهر و آشكاراكننده و«ها»براى مبالغت است كقولهم رجل راوية للشّعر و نسّابة و علاّمة.قتاده گفت:معنى آن است كه جز خداى ردّ آن [٢]نتواند كردن.و قيل كاشفة،اى كشف يعنى كشف آن به خداى است [٣]و اين اسم فاعل است به معنى مصدر و«ها»در او چنان است كه در مصادر آيد كالعافية و الباقية و الدّاهية.آنگه مشركان عرب را گفت:
أَ فَمِنْ هٰذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ؛از اين حديث عجب مىدارى [٤]؟يعنى از اين قرآن و از او مىخندى [٥]و بر او افسوس مىكنى [٦]و نمىگريى [٧]عند [٨]قرائت و سماع آن. وَ أَنْتُمْ سٰامِدُونَ ،اى غافلون ساهون؛و شما از آن غافلى [٩]و ساهي.
يقال دعنا من سمودك،اى لهوك.و اين [١٠]روايت عوفى و والبى است از عبد اللّه عبّاس،عكرمه گفت:سامدون،اى مغنّون،عند [١١]سماع قرآن غنا گفتندى به اشعار تا مردم را منع كنند [١٢]از سماع آن [١٣].گفت:اين لغت اهل يمن است يقال:
اسمد له.اى تغنّ.كلبى گفت:سامد حزين باشد به زبان اهل طىّ،و اهل يمن گفتند:لاهى باشد.ضحّاك گفت:سامد اشر و بطر باشد.عبد اللّه عبّاس گفت:
شامخين[٨٨-ر]بانوفهم،به رسول-عليه السلام-بگزشتندى [١٤]تكبّركنان، مجاهد گفت:غضابا [١٥]؛خشم زده و اعراض كنند.
[١] .آج+عليهم السلام است.
[٢] .آد،گا:آن را دارد.
[٣] .همۀ نسخهها:به خداى تعلق دارد.
[٤] .آج همۀ نسخه بدلها:مىداريد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:مىخنديد.
[٦] .آج،آد،گا:مىكنيد؛كا:مىداريد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:نمىگرييد.
[٨] .آد،كا:نزد.
[٩] .آج:غافلانيد؛ديگر نسخه بدلها:غافليد.
[١٠] .آد،گا+قرائت.و.
[١١] .آد،كا،گا:نزد.
[١٢] .كا:منع كردندى.
[١٣] .آد،كا،گا:قرآن و.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها:بگذشتندى.
[١٥] .اساس:غضبانا،با توجّه كا،گا تصحيح شد.