روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٧ - ترجمه
خواند،براى آن است كه اصل اين است.و آنكه فصل كرد براى كراهت اجتماع دو همزه كرد،و آنكه بر خبر خواند،گفت:معنى آن است كه چرا چون پيغامبر عربى بود،قرآن اعجمى نبود،يا چرا پيغامبر اعجمى نبود و قرآن عربى تا در باب اعجاز بليغتر بودى؟ سعيد جبير گفت:قريش بر سبيل تعنت گفتند:[١٦٧-ر]چرا اين قرآن را آياتش بعضى عربى نبود و بعضى عجمى؟خداى تعالى آيت فرستاد: قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفٰاءٌ ،بگوى اى محمد!كه اين قرآن مؤمنان را لطفى و بيانى و شفايى است. وَ الَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ فِي آذٰانِهِمْ وَقْرٌ ،گفت:آنان كه ايمان نداشتند،در گوشهاى ايشان گرانى هست و اين قرآن كورى [١]بر ايشان،يعنى به اين قرآن منتفع نمىشوند و آيات و ادلت او را تأمل و تفكر نمىكنند [٢]،پندارى از [٣]بينات او كراند و كوراند.و در شاذ خواندند:و هو عليهم عمى [٤]،به كسر ميم،چنان كه وصف باشد بر مصدر [٥]بمعنى انه مشتبه عليهم ملتبس.گفت:اين قرآن بر ايشان كور [٦]است،يعنى اين كتاب بر ايشان مشتبه است،پيدا نيست ايشان را ازآنجا كه در او انديشه نمىكنند تا بدانند و عامۀ قراء خواندند:عمى،به فتح ميم على المصدر و اختيار قرائت قراء است. أُولٰئِكَ يُنٰادَوْنَ مِنْ مَكٰانٍ بَعِيدٍ ،ايشان را ندا مىكنند از جايى دور،يعنى به منزلت آنند كه ازآنجا مىشنوند [٧]و اگر مىشنوند،به شنيدن منتفع نمىشوند.
اين جمله مذمت و ملامت،كنايت است ازآنكه تأمل نمىكنند،تا به منزلت كران و كوران و دوراناند.و نظاير اين در قرآن بسيار است.
وَ لَقَدْ آتَيْنٰا مُوسَى الْكِتٰابَ ،ما موسى را كتاب داديم،يعنى تورات. فَاخْتُلِفَ فِيهِ ،مختلف شدند در او،بعضى اقرار دادند و بعضى انكار كردند،بعضى ايمان آوردند و بعضى كافر شدند،همچنان كه با تو كردند و در عهد تو كردند،تا گمان نبرى كه اين معنى در حق تو است و بس. وَ لَوْ لاٰ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ ،اگر نه آن است كه كلمتى و گفتارى سابق شده است از خداى تعالى كه تعجيل عقوبت نكند
[١] .آج،ما،گا،آد،افزوده:است.
[٢] .ما:تفكر نمىكنند و تأمل.
[٣] .لا،افزوده:آيات و.
[٤] .ما:عم.
[٥] .آج،ما:نه مصدرى،لا:نه مصدر،گا،آد:مصدر را.
[٦] .ما،گا،آد:كورى.
[٧] .آج،ما:آنند كه نمىشنوند،گا،آد:كه آنجااند كه نمىشنوند،لا:آن انداز كه آنجا كه نمىشنوند.