روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨ - ترجمه
به جان.و گفتند:به روح،قرآن خواست.و گفتند:نبوت خواست. لِيُنْذِرَ، اى، لينذرهم، يَوْمَ التَّلاٰقِ، تا ايشان را بترساند از روز قيامت.و اين روز را براى آن «تلاقى» [١]خواند،كه اهل آسمان و زمين در او متلاقى شوند،و اين،قول قتاده و سدى و ابن زيد است.و گفتند:روزى كه مرد عمل خود بيند.و گفتند:آن روز كه اولينان [٢]و آخرينان در او متلاقى شوند.و گفتند:خصوم متلاقى شوند.و گفتند:
ظالم و مظلوم متلاقى شوند.و گفتند:عابد و معبود متلاقى شوند،از آنان كه جز خداى را پرستيده باشند.[١٣٠-ر]و لِيُنْذِرَ، فعل«من»است،يعنى آنكس كه او خواهد كش برگزيند براى نبوت.و گفتند:در او ضمير نام خداى است،اى، لينذر اللّٰه الناس يوم التلاق.و قول اول بهتر است.و به«تا»خواندند خطابا للنبي -عليه السلام-و«يا»،بيفگندند از تلاقى اجتزاء [٣]بالكسرة عنها.
يَوْمَ هُمْ بٰارِزُونَ، آن روز كه ايشان ظاهر شوند [٤]و از گورها بيرون آيند به صحراى قيامت و بر ايشان پوششى نباشد. لاٰ يَخْفىٰ عَلَى اللّٰهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ، پوشيده نشود از ايشان هيچچيز بر خداى. لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ، كراست پادشاهى امروز؟اين جا محذوفى هست،و التقدير:يقول اللّٰه لمن الملك اليوم.حسن گفت:اين آنگه گويد كه عالم با فنا برده باشد.او بگويد و مجيبى نباشد كه جواب دهد،هم او جواب دهد كه: لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ، خداى راست كه يكى است و قهركنندۀ بندگان است به فنا.و اختلاف اخبار در اين باب بگفتيم و آنچه درست است،پيش از اين.
و اين قول كه حسن گفت،ممتنع [٥]نيست من حيث العقل،الا آن است كه ظاهر قرآن دليل خلاف اين مىكند،چه خداى تعالى گفت: يَوْمَ هُمْ بٰارِزُونَ، و اين روز قيامت باشد.و سياقت [٦]دليل آن مىكند كه،قول در اين روز واقع بود،و اين روز، روز قيامت باشد.دليل ديگر آنكه گفت: اَلْيَوْمَ تُجْزىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ، گفت:امروز هر نفسى را جزا دهند به آنچه كرده باشد،و اين هم روز قيامت بود[و نيز قوله: لاٰ ظُلْمَ الْيَوْمَ، گفت:امروز ظلم نيست و اين هم روز قيامت باشد] [٧]و قوله:
[١] .ما:روز تلاق،آد:روز تلاقى.
[٢] .ما:اوليان.
[٣] .ما:اكتفاء.
[٤] .ما،گا،لا،آد،افزوده:چشمها را.
[٥] .ما:متبع.
[٦] .ما:سياقت آيت،لا:سياقت سخن.
[٧] .اساس:ندارد،از ما،افزوده شد.