روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦ - ترجمه
را در گور نهند و سر گور بر او راست كنند.تا در خبر آمده است كه،رسول-عليه السلام-گفت كه:در گور،حفيف نعل آنان كه از جنازۀ او بازمىگردند بشنود،و آنكس كه دست بر خاك او نهد براى زيارت،چون دست بر هم زند و بيفشاند بشنود.و از اينجاست كه در شرع هست كه اولى الناس بالميت چون سر گور راست كنند،بازپس ايستد و تلقين او با سر گيرد به آواز بلند اگر ممكن [١]باشد براى آنكه به نوبت دويم او بشنود.و حديث فاطمۀ اسد- رضىاللّٰهعنها -و آنكه رسول -عليه السلام-او را به دست خود دفن كرد،ازآنكه بر او حق تربيت مادرى داشت، و رسول را او پرورده بود.چون او را در لحد نهاد و سر گور است كرد و بر سر گور بنشست،كالمصغى الى احد،چون كسى كه گوش به كلام كسى دارد،آنگه ٠ گفت:
ابنك ابنك ابنك. صحابه پرسيدند كه:اين چه بود كه گفتى [٢]؟گفت:
بدانى كه در اين حال كه خاك بر او راست كردند،خداى تعالى او را زنده كرد و فريشتگان سؤال آمدند و او را از خداى بپرسيدند[١٢٩-ر]،جواب بصواب داد.و از رسول بپرسيدند،جواب بصواب داد.چون از امامش بپرسيدند،فروماند،منش تلقين كردم و گفتم:پسر تو است،سهبار.و اخبار بسيار است بر اين [٣]:
(و منها ضغطة القبر)،و عذاب گور و فشارش گور.آنكه رسول-عليه السلام- گفت:
القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران. اين جمله آنگه مصور [٤]بود كه مرده در گور زنده باشد،چه اگر مرده باشد،اين معنى در حق او عبث بود و بىفايدت.
و در كلام محذوفى است و آن اين است:
فاجيبوا ان لا سبيل الى ذلك،و هذا- العذاب و الخلود في النار ، بِأَنَّهُ إِذٰا دُعِيَ اللّٰهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ، تا كلام به معنى متسق شود،جواب دهند ايشان را كه رجوع با دنيا نخواهند [٥]بودند،آنگه ذٰلِكُمْ، اشارت كرد به عذاب دوزخ كه در او باشند [٦].
ذٰلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذٰا دُعِيَ اللّٰهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ، اين،براى آن است كه،چون شما را با عبادت يك خداى خواندند،و چون مسلمانان يك خداى را پرستيدند،شما كافر
[١] .آج،لا:متمكن.
[٢] .ما:گفتيد.
[٣] .گا،آد:در اين معنى.
[٤] .ما:متصور.
[٥] .آج،ما،گا،لا،آد:اين رجوع با دنيا نخواهد بودن.
[٦] .ما،گا،لا،افزوده:گفت.