روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩ - ترجمه
إِنَّ اللّٰهَ سَرِيعُ الْحِسٰابِ، [١] هم لايق است به روز قيامت.اين جمله دليلهاست بر آنكه ،[اين قول،خداى تعالى روز قيامت گويد با خلقان،و ايشان جواب دهند كه:
لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ.
قوله: لاٰ ظُلْمَ الْيَوْمَ، نفى ظلم،مقيد بكردن به روز قيامت،دليل نكند بر آنكه ] [٢]ديگر روزها [٣]كند،براى آنكه اين دليل الخطاب بود،و دليل الخطاب درست نيست به نزديك بيشتر اهل علم.
و عبد اللّٰه مسعود را پرسيدند از اين آيت،گفت:خداى تعالى خلقان را حشر كند در صعيدى [٤]،[١٣٠-پ]زمينى باشد بمانند سيمى سپيد كه برآن زمين خداى را نيازرده باشند.اول سخن كه آنجا رود،اين باشد كه خداى تعالى گويد: لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ. و گفتند:مناديى ندا كند از قبل رب العزة،خلايق گويند: لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ.
وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ، بترسان ايشان را اى محمد از روز«آزفت»،و اين از جمله نامهاى روز قيامت است.براى آنش«آزفه»خواند كه،نزديك است،من قوله تعالى: أَزِفَتِ الْآزِفَةُ [٥]اى،قربت القيامة.براى آن قريب خواند كه،كل ما هو آت قريب،هرچه آمدنى است،نزديك بود.و«ازف»،فهو«ازف و اازف» [٦]اى، قريب.قال النابغة:
ازف الترحل غير أن ركابنا
لما تزل برحالها و كان قد
إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنٰاجِرِ،
آنگه كه دلها از خوف به حلق رسيده باشد.عرب گويد:اين ازآنجاست كه مرد بددل را چون بترسد،بادى در شش او افتد و دل بالاى آن است كه چون شش منتفخ شود،دل به گلوا [٧]رسد،و از اين جا گويند بددل را انتفخ سحره،اى،ريته و مثله قوله: وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنٰاجِرَ [٨]...، و قوله: ...وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوٰاءٌ [٩].
[١] .گا افزوده:كه خدا زود شمار است.
[٢] .اساس،آب:ندارد،از آج افزوده شد.
[٣] .ما،گا،لا،آد،افزوده:ظلم.
[٤] .گا،آد،افزوده:و صعيد.
[٥] .سورۀ نجم ٥٣،آيه ٥٧.
[٦] .اازف/آزف.
[٧] .گلوا/گلو،با الفى در آخر كه گويا براى اشباع بوده است.
[٨] .سورۀ احزاب ٣٣،آيۀ ١٠.
[٩] .سورۀ ابراهيم ١٤ آيۀ ٤٣.