روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٧ - ترجمه
لعادتها من الخزير المعرف
اى،المطيب.
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللّٰهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدٰامَكُمْ ،آنگه گفت:اى مؤمنان و گرويدگان!اگر خداى را و دين خداى را نصرت كنى [١]،شما را و قدم شما بر جاى بدارد،يعنى الطافى كند با شما كه از زحف كالزار [٢]بنگريزى.و گفتند:
يُثَبِّتْ أَقْدٰامَكُمْ على الصراط،قدم شما بر جاى بدارد بر صراط.
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمٰالَهُمْ ،آنگه دعا كرد بر كافران،كانه قال:و اما الذين كفروا،براى آن«فا»بازآورد در جوابش،فتعسا،اى،اتعسهم اللّٰه اتعاسا،آنگه فعل بيفگند و نصب او بر مصدرى كرد محذوف الزيادة [٣]، وَ أَضَلَّ أَعْمٰالَهُمْ ،عطف كرد بر فعل محذوف من قوله:اتعسهم اللّٰه و اضل اعمالهم.گفت:
اما كافران را خداى به روى در آراد [٤]،اى ابطل،اعمالهم و خيب [٥]آمالهم،خداى عمل ايشان باطل كناد [٦]و اميد [٧]ايشان خايب[٢٧٥-ر].
ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ،آنگه بيان كرد كه،اين براى چيست،گفت:
اين براى آن است كه ايشان كارهاند آن را كه خداى فرستاد [٨]از قرآن و شرايع،و برآن كار نكردند،لا جرم عمل ايشان باطل بكرد.و معلوم است كه اين لفظ،اعنى لفظ احباط مجاز است،براى آنكه اعمال كفار واقع نبود به موقع قبول تا محبط شود به چيزى ديگر.آنكه خداى گفت: فَأَحْبَطَ ،خداى احباط كند.و به نزديك اهل وعيد آن است كه،طاعت،احباط معصيت بكند و معصيت،احباط طاعت.
آنگه تنبيه كرد ايشان را بر آنچه به آن استدلال كنند بر صحت توحيد و تنزيه او، و چون در او انديشه كنند زجر باشد ايشان را،از آن گفت: أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا ،گفت:نمىروند ايشان در زمين تا بنگرند كه چگونه بود [٩]عاقبت كار آنان كه پيشتر [١٠]اينان بودند.آنگه هم او بگفت كه عاقبت ايشان چه بود، دَمَّرَ اللّٰهُ عَلَيْهِمْ ،
[١] .آج،ما،گا،آد،افزوده:نصرت كند شما را و.
[٢] .آج،ما،گا،لا:كارزار.
[٣] .لا:محذوف الفعل.
[٤] .آج،ما،لا:درآرد.
[٥] .آج:خبت.
[٦] .آج،ما:كند.
[٧] .گا،آد:امل.
[٨] .آد:فروفرستاده.
[٩] .گا،آد:است.
[١٠] .آج،ما،گا،لا،آد:پيش.