روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٦ - ترجمه
ضلال عمل ايشان و ذهاب آن از ره صواب،بل واقع باشد موقع ثواب و قبول.
سَيَهْدِيهِمْ ،راه نمايد ايشان را به راه بهشت، وَ يُصْلِحُ بٰالَهُمْ ،و كار ايشان نيكو كند و به صلاح بازآرد.قتاده گفت:[آيت] [١]روز احد آمد و رسول-عليه السلام-در شعب [٢]بود و مردم بعضى مقتول و بعضى مجروح،مشركان آواز دادند كه:اعل [٣]هبل.
رسول-عليه السلام-گفت:
اللّٰه اعلى و اجل. مشركان گفتند:يوما [٤]بيوم و الحرب سجال ان لنا عزى و لا عزى لكم.رسول-عليه السلام-گفت:
اللّٰه مولانا و لا مولى لكم. آنگه رسول گفت:لا سواء،راست نيستند،يعنى،] [٥]كشتگان مختلفاند:
كشتگان[٢٧٤-پ]ما به بهشتاند و كشتگان شما به دوزخ.اگر گويند:چرا تكرار كرد قوله: وَ يُصْلِحُ بٰالَهُمْ ؟گوييم:تكرار براى اختلاف معنى كرد،به اول اصلاح الحال خواست فى الدين و الدنيا،و به دوم اصلاح الحال خواست فى الجنة و الثواب.
وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهٰا لَهُمْ ،و به بهشت برد ايشان را و منازل ايشان با ايشان نمايد [٦]و تعريف كند با ايشان تا راه به او برند،حاجت نباشد ايشان را به آنكه از كسى بپرسند تا پندارى ساليان است كه ساكنان آنجااند،تا در خبر مىآيد كه:
بندۀ مؤمن در بهشت شود [٧]راست مىشود [٨]چنان كه در دنيا به خانه خود شود [٩]،هيچ بر او مشتبه نباشد.اين قول بيشتر مفسران است.مؤرج [١٠]گفت: عَرَّفَهٰا لَهُمْ ،اى،طيبها لهم،من العرف و هو الرائحة الطيبة،يقال:عرفت القدر اذا [١١]طيبها بالأبازير:
قال الشاعر:
[١] .اساس:ندارد،از آج،افزوده شد.
[٢] .آج،ما:شعف.
[٣] .آج،ما،لا:اعلى.
[٤] .آج،ما،گا،لا،آد:يوم.
[٥] .اساس،آب و لا،ندارد،از آج افزوده شد.
[٦] .آب:بماند.
[٧] .آج،گا،آد،ندارد.
[٨] .گا،آد:مىرود.
[٩] .لا:رود.
[١٠] .اساس و آب،مورخ خوانده مىشود.
[١١] .آد:اى.