روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧١ - ترجمه
إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمّٰا عَلَيْهٰا حٰافِظٌ [١] ،بالتشديد و التخفيف. وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ،و آخرت به نزديك خداى تعالى متقيان و پرهيزكاران راست.
وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطٰاناً ،گفت:هركه برگردد از ذكر خداى تعالى[٢٠٩-پ]كه قرآن است از سر جهل و ضعف يقين و بصيرت،تشبيها بمن يعشوا،اى،ينظر الى ضوء النهار ببصر ضعيف.يقال:عشا،يعشو،عشوا.قال [٢]:
متى تأته تعشو [٣]الى ضوء [٤]ناره
تجد [٥]خير نار عندها خير موقد
و عشى،يعشى،عشا [٦]اذ [٧]لم يبصر بالليل.و رجل اعشى و امرأة عشواء،قال الاعشى:
رأت [٨]رجلا غاية [٩]الواف
...دين مختلف الخلق اعشى ضريرا
و عبد اللّٰه عباس در شاذ خواند:و من يعش،به فتح شين من العشا،اى،يعم،هركه كور شود از قرآن،و معنى هم راجع است با قرائت اول از قلت نظر و فقد علم و غلبت جهل [١٠]نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطٰاناً ،بجهانيم او را ديوى تا قرين او باشد.در اين سه قول گفتند:
حسن بصرى گفت:تخليت كنيم ميان او و شيطان بر طريق خذلان،او را با شيطان رها كنيم و منع نكنيم او را از او،چنان كه گفت: وَ كَذٰلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظّٰالِمِينَ بَعْضاً بِمٰا كٰانُوا يَكْسِبُونَ [١١]،و اين بر سبيل عقوبت باشد.
قولى ديگر آن است،نجعل الشيطان له قرينا،ما شيطان را قرين او كنيم.چون شيطان او را خالى يابد از ذكر ما،بر او مسلط شود چه پناه بندگان ما از شيطان ذكر ماست و قرآن،چون بنده آن [١٢]پناه ندارد،بر صحراى خذلان مانده بود،شيطان چنان كه خواهد با او بازى كند.و اين نزديك است به قول اول،و اگر [١٣]در ترتيب مفارقتى دارد.و رواست كه به اين شيطان،شيطان انس را خواهد از ائمۀ ضلال.
[١] .سورۀ طارق(٨٦)آيۀ ٤.
[٢] .گا،لا،آد،افزوده:الشاعر.
[٣] .آج:يعشوا،ما:يعشو.
[٤] .اساس:ضو.
[٥] .آج:يجد.
[٦] .لا:عشيا.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد:اذا.
[٨] .اساس:رأيت،به قياس با نسخۀ ما،تصحيح شد.
[٩] .اساس:غايت،به قياس با نسخۀ لا،تصحيح شد.
[١٠] .گا،آد،افزوده:مفسران در معنى.
[١١] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٢٩.
[١٢] .گا،آد:به قرآن.
[١٣] .آج،ما،گا،لا،آد:و اگرچه.