روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٦ - ترجمه
وَ جَعَلَهٰا كَلِمَةً بٰاقِيَةً فِي عَقِبِهِ ،خلاف كردند در اين ضمير:بعضى گفتند،جعل هذه الكلمة التى قالها،من قوله: إِنَّنِي بَرٰاءٌ مِمّٰا تَعْبُدُونَ -الى قوله سَيَهْدِينِ ،گفت:
اين گفتار را كلمتى كرد باقى و مانده در عقب و فرزندان او.و گفتند:كلمتى كرد كه از پس او [١]بازگويند و از پس او بماند ازآنجا كه او بيرون آنكه اين بگفت، وصف [٢]كرد به اين.
مجاهد و قتاده و سدى گفتند:«ها»،كنايت عن غير مذكور است،و المعنى،و جعل كلمة الاخلاص، لاالهالااللّٰه، كَلِمَةً بٰاقِيَةً فِي عَقِبِهِ ،اين كلمت در عقب او بماند تا به دامن قيامت.جماعتى از فرزندان او بر اين باشند و اين گويند و اعتقاد دارند.ابن زيد گفت:اسلام است بدلالة قوله: ...هُوَ سَمّٰاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ [٣]... ،عبد اللّٰه عباس گفت:فى عقبه اى من بعده،و مجاهد گفت:فى ذريته،و هر دو قول بگفتيم،و حسن بصرى گفت:فى عقبه الى يوم القيامة.سدى گفت:فى عقبه،اى فى آل محمد،يعنى،تبرا از هرچه دون خداى است،و تولى[٢٠٧-ر]به خداى-جلجلاله -در آل محمد بماند تا به روز قيامت.
لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ،تا همانا ايشان رجوع كنند از دين خود با دين ابراهيم در توحيد و خداىپرستى [٤].قتاده گفت:تا همانا با خود و با عقل خود رجوع [٥]و تأمل و تفكر كنند تا ايشان را علم به خداى حاصل شود [٦]،آنگه بيان كرد كه:من معاملت [٧]نكردم با اين كافران به عذاب [٨]،بل ايشان را مهلت دادم.
بَلْ مَتَّعْتُ هٰؤُلاٰءِ وَ آبٰاءَهُمْ ،ممتع و برخوردار بكردم [٩]اينان را و پدران اينان را، حَتّٰى جٰاءَهُمُ الْحَقُّ ،تا حق به ايشان آمد،يعنى مسلمانى. وَ رَسُولٌ ،و پيغامبرى بيانكننده،و آن محمد است-صلى اللّٰه عليه و آله.[و مثله قوله: ...وَ مٰا كُنّٰا مُعَذِّبِينَ حَتّٰى نَبْعَثَ رَسُولاً [١٠].] [١١]
[١] .گا،آد:پس از او.
[٢] .آج،ما،گا،لا،آد:وصايت.
[٣] .سورۀ حج(٢٢)آيۀ ٧٨.
[٤] .گا،آد،افزوده:و ضمير لعلهم،راجع است با عم ابراهيم،آزر،و قومش،يعنى اين كلمه از تبرا و تولى براى آن گفت،تا ايشان از بت پرستيدن بازايستند.و رجوع كنند با خداىپرستى.
[٥] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:كنند.
[٦] .آج،ما:گردد.
[٧] .ما،لا:معاجله،گا،آد:تعجيل.
[٨] .آج،ما،گا،لا،آد:عقاب.
[٩] .گا،آد:بل تمتع و برخوردارى دادم.
[١٠] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ١٥.
[١١] .اساس،آب:ندارد،از آج افزوده شد.