روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٠ - ترجمه
ايشان را عذابى بود دردناك.
وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذٰلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ،گفت:آنكس كه صبر كند بر ظلمى كه بر او كنند و ايذا و مشقتى كه او را نمايند و بيامرزد و مكافات نكند،آن از جمله عزايم امور است.و معنى«عزم امور»آن باشد كه اختيار اولى كند و اعلى،در باب نيل ثواب و ايثار رضاى خداى بر آنچه او را مباح باشد از انتقام،و احتمال مشقت كند بر نفس خود.و معنى آن است كه:ان ذلك لمن [١]افضل الامور.و مما يعزم عليه و يشد عزيمته عليه اولو العقل و الفضل.و هر مبتدايى كه خبر او به جمله بازآيد،لا بد باشد كه در جملۀ خبرى ضميرى باشد كه [٢]عايد باشد [٣]با مبتدا.و اين جا در ظاهر نيست،لا بد بايد تا مضمر باشد [٤]،و التقدير،ان ذلك منه لمن عزم الأمور،و مثله قولهم:السمن منوان بدرهم،و التقدير،منه بدرهم.و گفتند:حذف اين لطول- الكلام كردند،اولىتر آن است كه گويند:لدلالة الكلام عليه كردند.
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ وَلِيٍّ مِنْ بَعْدِهِ ،گفت:هركه خداى او را اضلال كند-باحد المعانى المذكورة،از آنچه چند جايگاه گفتيم-از خذلان و تخليت،يا حكم و تسميت،يا اضلال از راه بهشت،[١٩٣-پ]او را پس از خداى ناصرى نباشد كه نصرت و حمايت كند بر خداى.آنگه گفت: وَ تَرَى الظّٰالِمِينَ ،تو بينى يا محمد ظالمان را و كافران را.چون عذاب خداى [٥]معاينه بينند، يَقُولُونَ ،مىگويند:
هَلْ إِلىٰ مَرَدٍّ مِنْ سَبِيلٍ ،هيچ ممكن هست و هيچ راهى باشد ما را در بازگشتن با دنيا تا ما تلافى كنيم اين تقصيرها را [٦]و ببدل كفر ايمان آريم و بدل معصيت طاعت كنيم؟اين تمنايى باشد كه ايشان كنند از باب جزع،چه ايشان دانند كه اين نباشد، ازآنكه [٧]معارف ايشان در قيامت ضرورى باشد.
آنگه گفت: وَ تَرٰاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهٰا ،و تو بينى ايشان را،يعنى،آن كافران را و ظالمان را كه ايشان را بر دوزخ عرض مىكنند. خٰاشِعِينَ ،نصب بر حال است ذليل و مهين. يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ ،مىنگرند از چشمى ذليل.قتاده گفت:چشمى
[١] .آج،ما،گا،لا،آد:من.
[٣] [٢] .آج،ما،گا،لا،آد:ندارد.
[٤] .لا:لابد كه مضمر بايد.
[٥] .آج،ما،افزوده:به ايشان رسد و معاينه ببينند.
[٦] .گا،آد:آنچه كردهايم.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:جا.