روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٨ - ترجمه
وَ الَّذِينَ اسْتَجٰابُوا لِرَبِّهِمْ ،گفت:آنان كه اجابت كنند دعوت خداى را و ايمان آرند و نماز به پاى دارند به اوقات و حدود و شرايط. وَ أَمْرُهُمْ شُورىٰ ،و كارهاى ايشان كه رود به مشورت يكديگر رود در ميان ايشان،كه رسول-عليه السلام-گفت:ما شقى عبد قط بمشورة و لا سعد باستغناء رأى [١]،گفت:هيچ بنده شقى نشد به مشورت به سعيد به استبداد به رأى خود.و
قال-عليه السلام: ما خاب من استخار و لا ندم من استشار ،خايب نشود آنكه استخارت كند و پشيمان نشود آنكه مشورت كند.
وَ الَّذِينَ إِذٰا أَصٰابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ ،و آنان كه چون بغى به ايشان رسد،انتقام كشند.مقاتل گفت:اين در مجروح است كه از جارح انتقام كشد و قصاص كند.ابراهيم گفت:در اين آيت مراد آن است كه به مذلت سر فروندارند [٢]،چون دست يابند [٣]انتقام كشند و عفو نكنند.و آيت بر عموم حمل كردن اولىتر باشد.
وَ جَزٰاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ ،گفت:جزاى سيئتى،سيئتى باشد.اول سيئت باشد دوم سيئت نباشد،چه جزاء سيئت عدل باشد و بد نبود.و انما [٤]سيئت خواند آن را براى ازدواج،چنان كه گفت: فَمَنِ اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا [١٩٢-پ] عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ [٥]... ،دوم اعتداء نباشد،اول ظلم باشد دوم نباشد.و اين طريقت به استقصا رفته است.
ابن ابى نجيح [٦]گفت:يعنى چون كلمتى گويند تو را،تو بيش از آن مگوى كه [٧]تعدى مكن.
سفيان [٨]بن عيينه گفت،سفيان [٩]ثورى را پرسيدم از اين آيت،گفت:معنى آن است كه دشنامى را يك دشنام جواب ده. [١٠]مرا پسنديده نيامد كه خداى به جواب دشنام،دشنام فرمايد.
از هشام بن حجير [١١]پرسيدم،گفت:معنى آيت آن است كه:
[١] .ما،گا،لا،آد:برأى.
[٢] .آج:فرود ندارند،گا:فرود نيارند،آد:فرونيارند.
[٣] .ما:بريابند.
[٤] .ما،گا،آد:اما.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٩٤.
[٦] .آج:ابن ابى يحيى.
[٧] .آج،ما،گا،لا،آد:و.
[٩] [٨] .اساس،آب:سفين.
[١٠] .آج،ما افزوده:اين جواب.
[١١] .آج،ما،لا:حجر.