روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٢ - ترجمه
حاجت فرومىفرستد اندكاندك،به اندازه،چندان كه خواهد و مصلحت داند،و كفايت ايشان در آن باشد.مقاتل گفت:روزى به قدر فرومىفرستد تا يكى توانگر است و يكى درويش. إِنَّهُ بِعِبٰادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ ،كه او به بندگانش بينا و داناست.
قتاده گفت،در [١]آيت گفتند:خير الرزق ما يكفيك و لا يطغيك و لا يلهيك، گفت:بهتر روزى آن باشد كه كفايت باشد [٢]و تو را طاغى بنكند و تو را مشغول بازنكند [٣].
و رسول-عليه السلام-گفت:بتر [٤]چيزى كه من از وى مىترسم در حق اين امت،دنياست و كثرت او.و همچنين عليه السلام گفت [٥]:دادن اين مال فتنه است و نادادن فتنه.
انس مالك روايت كرد از رسول-عليه السلام-كه او گفت:جبريل گفت از خداى-جل جلاله-كلماتى در حكمت و موعظت،و آن اين است كه گفت:هركه او دوستى از آن مرا اهانت كند،چنان است كه با من به مبارزت كارزار مىكند [١٨٩-پ]و من به نصرت و يارى دوستان [٦]سريع باشم،و من براى ايشان خشم گيرم چنان كه شير خشمگين،و در هيچ كار مرا آن تردد نباشد كه در قبض روح بندۀ مؤمن [٧]،او كاره است مرگ را،و من كار هم رنج و دلتنگى او را و چاره نيست او را از مرگ.و بنده به هيچچيز [٨]به من تقرب نكند چنان كه به اداى فرائض،و بنده مؤمن زائل نشود [٩]تقرب مىكند به من به نوافل تا او را دوست گيرم،چون دوست گرفتم او را،سمع و بصر و دست او باشم و قوتكنندۀ او،اگر بخواهد بدهمش و اگر دعا كند اجابت كنم او را.و از بندگان من كس باشد كه او از من بابى از ابواب عبادت خواهد من بر او آن در نگشايم،چه اگر بگشايم معجب شود و در آن عجب هلاك شود.و از بندگان من كس باشد كه او را جز بيمارى بر صلاح ندارد،اگر تندرستى دهم او را تباه شود.و از بندگان من كس باشد كه جز تندرستى نشاهد [١٠]او را،اگر بيمارش كنم به فساد شود.و از بندگان من كس باشد كه صلاح او در
[١] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:اين.
[٢] .آج،ما،گا،لا،آد:بود.
[٣] .گا،آد:آن.
[٤] .آج:بدترين،ما،آد:بدتر.
[٥] .آج،لا،گا،آد:گفت عليه السلام،ما:گفتند.
[٦] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:خود.
[٧] .آج،ما،افزوده:كه.
[٨] .ما:هيچيز.
[٩] .ما:تا زائل نشود،لا:لا يزال.
[١٠] .آج،گا،لا،آد:نشايد،ما:ندارد.