روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢ - ترجمه
گفت:گرد عرش درآى.او گرد عرش در آمد يكنيمه،و يكنيمۀ ديگر زيادت بود از عرش.
مجاهد گفت:ميان آسمان هفتم و ميان عرش،هفتاد هزار حجاب است:يكى از نور و يكى از ظلمت.
سعيد جبير روايت كرد از ابو الحمراء خادم رسول-عليه السلام-كه[او] [١]گفت، از رسول-عليه السلام-شنيدم كه گفت:شب معراج كه مرا به آسمان بردند،بر ساق عرش ديدم نبشته:
لا اله الا اللّٰه محمد رسول اللّٰه ايدته بعلى و نصرته به. و عقبة ابن عباس روايت كرد كه رسول-عليه السلام-گفت:
الحسن و الحسين شنفا العرش و ليسا بمعلقين ،گفت:حسن و حسين گوشوارههاى عرشاند و اگرچه از او آويخته نيستند.
وهب منبه گفت:گردبرگرد عرش هفتاد [٢]صف فريشته هستند،صف از پس صف گرد عرش طواف مىكنند.گروهى مىآيند و گروهى مىشوند [٣]مستقبل يكديگر،چون به هم رسند،تكبير و تهليل كنند و از پس ايشان هفتاد هزارند ايستاده و دستها بر گردن نهاده،چون آواز ايشان بشنوند،ايشان نيز تكبير و تهليل كنند، گويند:سبحانك و بحمدك ما أعظمك و أجلك أنت اللّٰه لا إله الا انت الاكبر [الاكبر] [٤]الخلق كلهم لك راجون [٥].و از پس ايشان هفتاد هزار صف ديگر[اند] [٦]ايستاده و دست برهم نهاده،هريكى ازيشان نوعى تسبيح گويد كه آن ديگر نگويد.ميان هر پرى از ايشان تا پرى ديگر يكساله راه است،و ميان ايشان و عرش هفتاد حجاب است از نور و هفتاد حجاب از ظلمت و هفتاد حجاب از آتش و هفتاد حجاب از در سپيد و هفتاد حجاب از ياقوت سرخ و هفتاد حجاب از زبرجد سبز و هفتاد حجاب از برف و هفتاد حجاب از آب و هفتاد حجاب از تگرگ و آنچه جز خداى نداند.و هريكى را از حاملان عرش چهار روى است:يكى بر صورت آدمى و يكى بر صورت گاو و يكى بر صورت شير و يكى بر صورت كركس.به هر رويى، روزى آنكس مىخواهند كه بر صورت ايشان است،و هريكى را از ايشان چهار پرآب
[١] .،آج:ندارد.
[٢] .گا،لا،آد:هفتاد هزار.
[٣] .گا،لا،آد:مىروند.
[٦] [٤] .آب:ندارد،از ما،افزوده شد.
[٥] .آب:راجعون،به قياس با نسخه ما،تصحيح شد.