فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٨ - سخنى در مفهوم جامعه دينى سيد مرتضى تقوى
آيه برخيزد و دستسارق را قطع كند؛ بلكه مخاطب آيه، هيأت اجتماع مؤمنان يا همان جامعه دينى است و جامعه از طريق نظام و نهاد قضايى خود به اين تكليف عمل مىكند.
مثال ديگر، در آيه {و كذلك جعلناكم امّة وسطا لتكونوا شهداء على النّاس... } - بقره،١٤٣ -مخاطب كيست؟ آيه مىخواهد چه كسانى را به عنوان امت وسط قرار دهد تا شاهد و نمونه براى تمام انسانهاباشند؟ ممكن نيست خطاب، متوجه عموم مسلمانان باشد، زيرا مسلماً عموم مسلمانان شرايط لازم براى شاهد بودن را ندارند تا به عنوان شاهد بر همه مردم (شهداء على الناس) قرار داده شوند. در اينجا نيز بايد گفت مخاطب آيه، هيأت اجتماع مسلمانان است و پيام آيه اين است كه: مىخواهيم «جامعه» شما را به عنوان جامعهاى معيار و نمونه و گواه (امت وسط) قرار دهيم، تا سرمشق باشد براى انسانها در زندگى اجتماعىشان. آنچه ماهيت اين جامعه معيار يا امت وسط را از ديگر جوامع انسانى متمايز مىكند، نوع روابط و نظام اجتماعى آن است، نه صفات و خصوصيات فردى افراد. بنا بر اين، اگر نوع روابط اجتماعى مطابق با معيارهاى دين باشد، جامعه معيار و امت وسط تحقق پيدا خواهد كرد و حتى وجود افرادى در آن جامعه كه شرايط و صلاحيتشاهد بودن را ندارند، معيار بودن و شاهد بودن آن جامعه را نقض نخواهد كرد.
مثال ديگر: در آيه {يا أيّها الّذين آمنوا كونوا قوّامين بالقسط... } - نساء،١٣٥ -باز هم، مخاطب هيأت اجتماع مؤمنان و جامعه دينى است، زيرا «قسط» به معناى عدالت اجتماعى، موضوعى است مربوط به عرصههاى كلان سياست و اقتصاد كه فقط در جامعه و در چارچوب نهادهاى اجتماعى، امكان عملى شدن آن وجود دارد. بر اين اساس، عموم افراد، اگر هم بخواهند به صورت انفرادى، قسط را بر پاى دارند، از عهده آن بر نمىآيند مگر از طريق نهادهاى سياسى و اقتصادى مبتنى بر قسط.
خطابهاى نوع سوم كه آنها را خطابهاى اجتماعى مىناميم و فراوان در قرآن كريم و متون روايى به كار رفتهاند، نمودها و نمونههاى روشنى از مفهوم هدايت جمعى هستند كه به قصد هدايت جامعه و نه فقط افراد، بيان شدهاند. وجود اين گونه