فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٣ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
ايشان چنين سخنى فرموده باشد، در حالى كه خانواده بزرگوار او همواره نداى حلّيت متعه را سر مىداده است و سخن وى همه جا را پركرده است:
لولا نهي عمر عن المتعة لما زنى إلاّ شقيّ؛
اگر عمر از متعه نهى نمىكرد، جز شقى مرتكب زنا نمىشد.
٧. عمر بن خطاب
بيهقى از عمر نقل كرده كه وى در ضمن خطبهاى چنين گفته است:
چه شده كه مردان نكاح متعه را انجام مىدهند، در حالى كه رسول خدا(ص) از آن نهى كرده است. هركس اين كار را انجام دهد سنگسارش مىكنم. (٩٩)
در ردّ اين شبهه چند مطلب(علاوه بر مطالبى كه در ضمن نقل احاديث بيان شد) قابل ذكر است:
مطلب اوّل: وجود روايات معارض
بر فرض كه بتوان با روايات فوق بر نسخ نكاح متعه استدلال كرد، اما روايات ديگرى هم مبنى بر استمرار حلّيت متعه وجود دارد كه سند آنها به برخى از صحابه مىرسد، از جمله:
١. جابربن عبداللّه
الف: مسلم از ابى زبير روايت كرده است:
از جابر بن عبداللّه انصارى شنيدم كه مىگفت: ما در عهد رسول خدا(ص) و ابوبكر با يك مشت آرد و خرما، متعه مىكرديم، تا اينكه عمر در مورد عمرو بن حريث از اين كار نهى كرد. (١٠٠)
ب: مسلم از ابن نضره روايت كرده است:
نزد جابربن عبداللّه بودم كه فردى آمد و گفت: ابن عباس و ابن زبير در مورد متعه زنان و متعه حج اختلاف نظر پيدا كردهاند. جابر گفت: ما اين دو متعه ر
(٩٩) الدرّ المنثور، ج٢، ص٤٨٦.
(١٠٠) صحيح مسلم، ج٤، ص١٣١، باب «نكاح المتعه» .