اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٧٥ - آشوبى نطنزى
[او پیشوای حنفیان و قاضی اصفهان بود. در زمان او حنفیان و شافعیان اصفهان بارها با یکدیگر به درگیری پرداختند.
در یکی از این زدوخوردها، شافعیان خانه رکن الدّین را به آتش کشیدند؛ ولی او از آن فتنه، جان سالم به در برد. وی سرانجام در سال ٦٠٠ هجری با اصابت تیر یکی از مخالفینش کشته شد. جمال الدّین عبدالرزّاق و کمال الدّین اسماعیل در قصاید خود، بارها او را مدح کرده اند[١]].
آل صاعد صدرالدّین
صدرالدّین بن قوام الدّین صاعدی، از بزرگان و افراد متنفّذ خاندان صاعدی در اصفهان[٢].
آل صاعد ظفرالاسلام*
ظفرالاسلام صاعدی، از سخنوران و شعرای اصفهان است، این قطعه، سروده او است:
منعم ز گریه مکن که کار ز غمخواری رفت به که خون گریه کنم کار من از زاری رفت
شب هجران است که تا روز قیامت باقی است روز وصل است که ناآمده پنداری رفت[٣]
آل صاعد عضد الاسلام
قاضی عضدالاسلام بن رکن الدّین مسعود صاعدی، از بزرگان آل صاعد است.[٤]] در قرن هفتم می زیسته، و در اصفهان به قضاوت مشغول بوده است].
[١] دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج٢، ص٤٤.
[٢] دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، ص٦٨.
[٣] هفت اقلیم، ج٢، ص٤١٣.
[٤] دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، ص٦٨.