ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٨ - داستان اصحاب جمل
گفت : آيا شاهدى دارى كه شهادت بدهد به اين كه اين سگها كه عوعو مى كنند ، سگهاى آب حوأب نيستند زبير و طلحه ٥٠ عرب را نزد عايشه جمع و جور كردند و براى آنان اجرتى قرار دادند كه موافق ادّعاى طلحه و زبير شهادت بدهند و آن اعراب براى عايشه سوگند خوردند و شهادت دادند كه اين آب ، آب حوأب نيست اين ، نخستين شهادت بىاساس [ دروغين ] در اسلام بود . عايشه راه خود را به طرف بصره پيش گرفت .
ابو مخنف مى گويد : عصام بن قدامه ، از عكرمة از ابن عباس نقل مى كند كه روزى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله به زنهاى خود كه دور او جمع شده بودند ، فرمود : « لَيْتَ شِعْرِى أَيَّتَكُنَّ صاحِبَةُ الْجَمَلِ الأَدْبَبِ تَنْبَحُها كِلابُ الْحَوْأَبِ . يُقْتَلُ عَنْ يَمِينِها وَعَنْ شِمالِها قَتْلى كَثِيرَةٌ كُلُّهُمْ فى الْنَّارِ وَتَنْجُو بَعْدَ ما كادَتْ » ( اى كاش مى دانستم كدام يك از شما يار شتر پر مو خواهد شد ، سگهاى حوأب به او عوعو خواهند كرد ، از راست و چپ ، مردم زيادى كشته خواهند شد كه همهء آنها داخل آتش خواهند گشت . و آن زن نجات پيدا خواهد كرد پس از آنكه او هم در معرض قتل قرار خواهد گرفت . » [١] مى گويم : اصحاب معتزلى ما كه خدايشان رحمت كناد جملهء پيامبر اكرم ( ص ) را به نجات عايشه از آتش تفسير مى كنند و اماميّه به نجات از كشته شدن . و محمل ما راجحتر است ، زيرا كلمهء النار نزديكتر است به كلمهء قتلى و نزديك در اين باب معتبر است و علماى نحو بصره در علم نحو به اين عقيده هستند . ابو مخنف مى گويد : كلبى از ابو صالح ، از ابن عباس نقل كرده است : « زبير و طلحه حركت عايشه را به بصره سريعتر نمودند تا به چاههاى وسيع ابو موسى اشعرى رسيدند و اين محل نزديك بصره بود و از آنجا به عثمان بن حنيف انصارى كه والى بصره از طرف امير المؤمنين ( ع ) بود چنين نوشتند : جايگاه حاكم نشين را تخليه كن . وقتى كه نامهء آن دو نفر به عثمان بن حنيف رسيد ، احنف بن قيس را به نزد آنان فرستاد و به او گفت : اين اصحاب جمل به طرف ما سرازير شدهاند و زن رسول
[١] . همين مأخذ ، ص ٣١١ .