ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - داستان اصحاب جمل
خدا ( ص ) را به همراه خود آوردهاند و مردم همان گونه كه مى بينيد به طرف زن رسول خدا ( ص ) به سرعت مى روند . احنف گفت : آنان براى مطالبهء خون عثمان به طرف تو آمدهاند ، در حالى كه خود آنان مردم را بر عثمان شوراندند و خونش را ريختند و سوگند به خدا ، آنان را در وضعى مى بينم كه از موقعيتى كه پيش گرفتهاند ، دست برنخواهند داشت تا اين كه ما بين ما عداوت بيندازند و خونهاى ما را بريزند و سوگند به خدا ، گمان مى كنم اگر تو كه امروز والى بصره هستى و مردم بصره همراه تواند ، حركت نكنى و آنان را دفع نكنى ، آنان با تو چنان ستيزه جويى خواهند كرد كه تو از دفع آن ناتوان خواهى بود . پس با اين مردم حركت كن و بر آنان سبقت نما پيش از آنكه در يك خانه با يكديگر روياروى شويد كه در آن موقع مردم به آنان مطيعتر از تو خواهند بود . عثمان گفت : رأى صحيح همين است ، ولى من شرّ و شروع به جنگ را دوست نمى دارم و عافيت و سلامت مردم را بيشتر مى خواهم تا نامهء امير المؤمنين ( ع ) و رأى او به من برسد تا به دستور آن حضرت عمل نمايم . پس از احنف بن قيس ، حكيم بن جبلة العبدى از بنى عمرو بن ربيعه آمد و عثمان مضمون نامهء طلحه و زبير را براى او بيان نمود . حكيم بن جبله نيز مانند احنف بن قيس به او پاسخ داد . حكيم به عثمان گفت : اجازه بده من با مردم به سوى آنان ( اصحاب جمل ) حركت كنم . اگر در اطاعت امير المؤمنين ( ع ) وارد شدند كه اين امريست مطلوب و اگر نپذيرفتند با آنان مقابله به مثل مى كنم .
عثمان به او گفت : اگر نظر من اين بود ، خودم به سوى آنان حركت مى كردم . حكيم گفت : آگاه باش ، به خدا سوگند ، اگر آنان پس از ورود به اين شهر به تو هجوم بياورند ، دلهاى مردمى فراوان به طرف آنان تمايل مى نمايد و از اين مقام كه دارى تو را بركنار خواهند كرد ، و تو داناترى . عثمان پيشنهاد او را نپذيرفت . [١] ابو مخنف مى گويد : وقتى كه خبر نزديكى و
[١] . اين روايات را عدهء فراوانى از راويان نقل نمودهاند . از آن جمله محقق مرحوم حاج ميرزا حبيب اللَّه هاشمى خوئى در منهاج البراعة ، ج ١٠ ، ص ١٤٦ ، از منابع زير نيز نقل نموده است : الفتوح - ابن الاعثم اعلام النبوه ماوردى . الفردوس شيرويد مسند - ابو يعلى . فضايل امير المؤمنين - ابن مردويد ، الاربعين - موفق . تاريخ - بلاذرى . تاريخ طبرى و شعبه و سالم بن ابى الجعد و شعبى در احاديثى كه نقل كردهاند .