ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - ٢ خودخواهى با نمودها و وسايل گوناگونش
در صفحات حسّاس تاريخ به بدنامى ثبت خواهد گشت .
٢ . خودخواهى با نمودها و وسايل گوناگونش - كه از آغاز تاريخ تاكنون ، اكثر مردم را از رويارويى با واقعيات و حقايق ناب محروم ساخته و آنان را با نمودهايى ساختگى و ظواهر آراسته تحت سلطه « من مجازى » قرار داده است . اين وضع نابخردانه كه بيماران خودخواهى براى بشريت پيش آوردهاند ، باعث شده است كه تاريخ طولانى بشرى اين همه عقايد و تمايلات بدبينى قلم زده است . [١] اگر مشيت خداوندى و حكمت آن ذات اقدس بر اصالت هويّت مستقل هر يك از افراد بشر نبود ، قطعا عرصهء جوامع انسانى [ اگر صورت انسانى باقى مى ماند ] به جنگلهاى وحوش تبديل مى گشت . ولى اين لطف الهى است كه هر اندازه هم بيماران خودخواهى براى اشباع خود جست و خيز كنند و هياهو راه بيندازند ، نمى توانند از جريان آن لطف الهى بر بندگانش جلوگيرى نمايند . يكى از بزرگترين مفاسد خودخواهى اين است كه مغالطهها و سفسطهها و ضد و نقيضهايى كه موجود خودخواه به راه مى اندازد ، خود او را هم فريب مى دهد ، حتى براى خود با آن عمل تبهكارانه اش رسالتى احساس مى كند در يك جملهء منحصر مى توان لازمهء بيمارى خودخواهى را چنين توصيف كرد : هنگامى كه يك انسان به اين بيمارى مبتلا گشت ، هر اندازه داراى استعدادها و قواى مؤثر در زندگى مردم باشد ، به همان اندازه از درآميختن حق و باطل و شورش عليه ارزشها و تباه ساختن جانهاى آدميان بهره مند خواهد بود .
١ - اگر صاحب انديشهء قوى باشد در برهم زدن خطوط حق و باطل از راه انديشه ، ماهرتر خواهد بود . حتى اگر مقدمات و قضايايى كه با انديشه اش مى خواهد از آنها
[١] . تا آنجا كه يكى از شعراء مى گويد : < شعر > مرا به روز قيامت غمى كه هست اينست كه روى مردم دنيا دوباره بايد ديد حتما بيت آن شاعر عرب را هم فراموش نكردهايد كه مى گويد : الْظُّلْمُ مِنْ ثِيَمِ النُّفُوسِ فَأِنْ تَجِدْ ذا عِفَّةٍ فَلِعِلَّةٍ لا يَظْلِمُ < / شعر > ( ظلم از اخلاق فاسد نفوس انسانى است اگر يك انسان عفيف پيدا كرديد كه ظلم نمى كند ، حتما بدانيد علَّتى وجود دارد كه به كسى ستم روا نمى دارد . )