ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - ترجمهء خطبهء صد و هشتاد و دوم
ترجمهء خطبهء صد و هشتاد و دوم نقل شده است از نوف بكالى كه : امير المؤمنين عليه السلام اين خطبه را در كوفه در حالى كه روى سنگهايى ايستاده بود كه جعدة بن هبيرهء مخزومى براى او نصب كرده بود براى ما خواند ١ در حالى كه لباسى از پشم پوشيده و دوال شمشيرش از ليف خرما بود ٢ و نعلينى از ليف در پاهايش . و علامت سجده در پيشانى داشت ، مانند سِفتى سر زانوى شتر . ٣ آن حضرت فرمود : ستايش و استمداد از خداوند ٤ ستايش خداوندى راست كه سرنوشت مخلوقات و عواقب امر عالم هستى به سوى او است . ٥ ستايشش مى كنيم در برابر احسان با عظمت و برهان روشن و روشنگرش ، و فضيلت و كرامت فزاينده اش ، ٦ ستايشى كه حق او را به جاى آورد و شكرش را ادا كند و به پاداشش نزديك و به فزونىهاى نيكويش شايسته نمايد . ٧ از او كمك مى جوييم مانند جوينده اى كه اميدوار فضل و احسان او است . آرزو كنندهء وصول به نفع و برطرف كردن ضرر به وسيلهء لطف و بنده نوازى از آن مقام ربوبى ، و اقرار كننده به كرامت و اذعان كننده به ارتباط بندگى با او به وسيلهء عمل و سخن . ٨ ما به او ايمان مى آوريم ، چونان ايمان كسى كه اميد به او دارد با يقين ، و به سوى او بازگشت كرده است با ايمان ، و