ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧ - ترجمهء خطبهء صد و شصت و هفتم
همهء افراد ، به اضافهء تشخصات عارضى فردى وجود دارد . در صورتى كه زيبايى حقيقتى است كه به انواعى بىشمار از زيباييهاى محسوس و معقول كه هيچ اشتراكى با يكديگر ندارند صدق مى كند ، مانند زيبايى انواع گلها ، زيبايى خطوط متنوع ، زيبايى صداهاى موزون ، زيبايى آبشار ، مهتاب ، صورت آدمى ، چمنزارها ، كوهها ، آسمان لاجوردين و غير ذلك . انتزاع ، كليت ، اطلاق و تجريد در نوع زيبايى بالاتر از كلَّيّت در مفاهيم كلى مى باشد ، زيرا اتخاذ يك حقيقت مشترك از انواع متخالف و متضاد ، به انتزاع عميق ترى در حد عبور از طبيعت به ماوراى مشترك نيازمند است ، تا اتخاذ يك مفهوم كلى از افراد و مصاديقش كه در ماهيت مشترك مى باشند . براى انكار مطلق ، اعتقاد به يك مطلق لازم است ، چنانكه براى نفى فلسفه و دين ، اعتقاد به يك فلسفه و دين نفى كننده لازم است . به اضافهء اين كه خود مفهوم نسبيت ( نسبى بودن ) بدون مطلقى كه منشأ وجود يا انتزاع نسبى از آن باشد ، امكان ناپذير است .
٧ - آيا پديدههاى درد آور و ناقص نما شرور محسوب مى گردند براى پاسخ به اين سؤال ، مطالبى را بايد در نظر گرفت : الف - هيچ قانون علمى تاكنون براى بشر اثبات نشده است كه حقيقتى را با اشكال و مختصاتى معين ، حدّ معدّل نظم و حكمت هستى معرفى نمايد تا كمترين كاهش از آن نقص و شرّ محسوب گردد و بالاتر از آن ، تكامل براى آن حدّ معدّل ( مفهوم متوسط ) به شمار آيد . يعنى چنين نيست كه داشتن دو ابرو براى انسان يك قانون معدّل ناشى از ضرورت نظم هستى الزام آور براى خدا باشد كه در صورت زاييده شدن يك آدم يك چشمى شرّ و نقص دردآور باشد . بنا بر اين ، انتزاع مفاهيم مزبور از پديده اى كه ذكر شد ، به جهت فرض يك حدّ معدّل ( حدّ ميانگين مطلوب و ضرورى ) است ، در صورتى كه تعيين حدّ ميانگين چه از ديدگاه خواستهها و آمال و آرمانهاى ما انسانها باشد و چه از ديدگاه نظم عالم هستى كه جلوه گاه حكمت و مشيت خداوندى مى باشد ، امكان ناپذير