ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٠ - ترجمهء خطبهء صد و هفتاد و ششم
١ - نقص مستند به طبيعت و مختصات مشاهده و تجربه . توضيح اين كه انسان از آن جهت كه اكثر معلوماتش از راه مشاهده و تجربه و نقل و آموزش به دست مى آيد ، لذا احتمال اشتباه و خطا همواره در نظريات و سخنانش وجود دارد ، زيرا عوامل درك انسان درك كننده ، مانند محدوديت حواس و محدوديت عوامل مغزى و آزمايشگاهها و هدف گيرىهاى معين ، موضوع درك شده را از كانالها و مختصات خود تحت تأثير قرار مى دهند و انسان هم با كمال ساده لوحى خيال مى كند واقعيات را خالص و ناب دريافت نموده و در قلمرو معرفت خود جاى داده است ٢ - خطاها و انحرافات عمدى مستند به اغراض شخصى و خودخواهىها . نقص سخنان و نظريات مستند به اين نابكارىها ، صفحات فراوانى از تاريخ سرگذشت ما انسانها را قلم زده است .
٣ - اصول پيش ساخته اى كه آگاهانه يا ناآگاهانه تفكرات اغلب انسانها را توجيه مى نمايد چه بخواهند و چه نخواهند .
٤ - وابستگى ذاتى . چنين تصور كنيم كه شخص يا اشخاصى پيدا شدند و تحت تأثير عوامل فوق قرار نگرفتند ، بديهى است كه هيچ انسانى از ديدگاه فعاليتهاى مغزى و روانى ، آن استقلال را ندارد كه از هرگونه وابستگى به استعدادهاى عمومى و خصوصى و محيط طبيعى و اجتماعى و رگههاى ارثى و فرهنگى رسوبى و غير ذلك بركنار و خالص باشد و با يك عامل درك ناب با واقعيت ناب ارتباط معرفتى و عقيدتى پيدا كند ، مگر افرادى كه در هر جامعه و دورانى فطرت الهى خود را از آلودگىها دور نگاه داشته ، عقل و وجدان خود را در صفاى خالص محفوظ داشته باشند و بديهى است كه اينان از نظر اقليت نزديك به حد استثنا مى باشند . اينست كه مى گوييم : نصايح و اندرزهاى الهى فوق همهء پندها و مواعظى است كه از مغز بشرى تراوش مى كند .
٥ - هدف گيرىهاى خاص .