ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٨ - ترجمهء خطبهء صد و هفتاد و ششم
ظلمى كه قابل بخشش است و مورد تعقيب قرار نگيرد . ٦٥ اما ظلمى كه بخشوده نشود ، شرك ورزيدن به خدا است ، زيرا خداوند فرموده است : « قطعا خداوند شرك به او را عفو نخواهد كرد . » ٦٦ و امّا ظلمى كه قابل گذشت و مغفرت است ، ظلم بنده در بارهء خويشتن است در مورد ارتكاب بعضى از زشتىها . ٦٧ و امّا ظلمى كه رهايى ندارد ، ظلمى است كه بندگان خدا به يكديگر روا مى دارند . ٦٨ قصاص و مجازات در اين مورد سخت است ، زيرا اين قصاص زخمى نمودن با كارد و زدن با تازيانه نيست ، بلكه آن مجازات چيزيست كه امثال اين امور در قياس با آن ناچيز است . ٦٩ پس بپرهيزيد از رنگارنگ شدن در دين خداوندى ، زيرا اجتماع و هماهنگى در بارهء حقى كه آن را ناگوار مى دانيد بهتر است از پراكندگى در باطلى كه آن را دوست داريد ٧٠ و قطعى است كه خداوند سبحان خيرى را به وسيلهء پراكندگى به كسى نداده است ، نه از گذشتگان و نه از باقيماندگان . ٧١ لزوم اطاعت اى مردم ، خوشا به حال كسى كه توجه به عيوب خويشتن و چاره جويى آنها او را از اشتغال به عيوب ديگران مشغول بدارد ٧٢ و خوش باد به حال كسى كه در خانهء خود قرار يافت و روزى خود را خورد و به اطاعت پروردگارش مشغول گشت ٧٣ و به خطاى خويشتن گريست ، در نتيجه به كار خويشتن پرداخت و مردم از تزاحم وى راحت و در آسايش ماندند . ٧٤