ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٠ - ايستادن و تماشا كردن جنايت وقيح قتل نفس
وجود نداشته باشد آزاد شود . » [١] اين بود هويت و آرمانها و رفتارهاى على ( ع ) و يارانش در برابر آتش افروزان جنگ جمل مانند طلحه و زبير و ياران آنان با آن هويت و آرمانها و رفتارهايشان . حال هر محقق صاحبنظر كه از وجدان علمى و دريافت ارزشهاى عالى انسانى برخوردار است ، مى تواند با توجه به اصول و مبانى عالى اسلام و راهنماييهاى عقل سليم ، داورى خدا پسند در قضاياى مورد بحث داشته باشد .
١٤ ، ١٦ - فو اللَّه لو لم يصيبوا من المسلمين إلَّا رجلا واحدا معتمدين [ معتمدين ] لقتله ، بلا جرم جرّه ، لحلّ لي قتل ذلك الجيش كلَّه إذ حضروه فلم ينكروا ، و لم يدفعوا عنه بلسان و لا بيد دع ما أنّهم قد قتلوا من المسلمين مثل العدّة الَّتي دخلوا بها عليهم ( سوگند به خدا ، اگر آنان از مسلمانان تنها يك فرد را از روى تعمد و بدون ارتكاب جرم مى كشتند ، كشتن همهء آن لشكريان براى من حلال بود ، زيرا آنان حاضر بودند و آن جنايت وقيح را منكر نشدند ، نه با زبان از مقتول مظلوم دفاع كردند و نه با دست ) ايستادن و تماشا كردن جنايت وقيح قتل نفس با علم به ممنوعيت شديد آن و با قدرت بر جلوگيرى از آن مساوى همان قتل نفس است .
١ - با توجه به بديهى بودن ممنوعيت شديد قتل نفس در جامعهء اسلامى ، بلكه در همهء جوامع و ملل ، ٢ - با توجه به اين كه مطابق كلام خداوندى ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ ) [٢] ( هر كس يك انسان را بدون عنوان قتل نفس يا فساد در روى زمين بكشد مانند اينست كه همهء انسانها را كشته و هر
[١] . منهاج البراعه ، ج ١٧ ، ص ٩٣ .
[٢] . سورهء المائده ، آيه ٣٢ .