ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠١ - ايستادن و تماشا كردن جنايت وقيح قتل نفس
كس يك انسان را احياء كند مانند اينست كه همهء انسانها را احياء نموده است ) ٣ - با توجه به اين كه ايستادن و تماشا كردن كشتن يك انسان مظلوم با وجود قدرت بر جلوگيرى از آن ، مساوى حلال تلقى كردن اين پديدهء حرام است كه از شديدترين محرمات و مانند شركت در قتل است ، ٤ - با توجه به اين كه پيمان شكنان با شركت در ايجاد صحنهء كشتار مسلمانان و تقويت ستمكارانى كه بدون علت مجوز ، مردم با ايمان را با بدترين شكنجهها كشتند و مصداق كاملا روشن فساد در روى زمين را به وجود آوردند كه اين پديده مستقلا موجب شديدترين كيفرها از قتل گرفته تا تبعيد از جايگاه زندگى براى آنان مى باشد ، ٥ - با توجه به پاسخى كه امير المؤمنين عليه السلام به ابو بردة بن عوف الازدى فرمودند [ كه ذيلا متذكر مى شويم ] با توجه به همهء اين امور ، معنا و علت سخن امير المؤمنين ( ع ) [ كه اگر آنان يك مسلمان را مى كشتند ، كشتن همهء آنان براى من جايز بود ] روشن مى گردد .
ابو بردة بن عوف الازدى [١] پس از اولين خطبهء على ( ع ) پس از برگشتن از بصره به كوفه ، چنين سؤال كرد : « يا امير المؤمنين آنان كه در پيرامون عايشه و طلحه و زبير بودند ، به چه علتى كشته شدند » آن حضرت چنين پاسخ دادند : « آنان شيعيان و كارگزاران و برادر ربيعهء عبدى رحمة اللَّه عليه را در جمعى از مسلمانان كشتند ، زيرا آنان به اصحاب جمل گفتند ما مانند شما پيمان شكنى نمى كنيم و مانند شما حيله گرى به راه نمى اندازيم . اصحاب جمل بر همهء آنان حمله بردند و آنان را كشتند . از آنان خواستم قاتلان برادران مرا به من تحويل بدهند تا قصاص مقتولين را از آنان بگيرم ، سپس كتاب خداوندى ما بين من و آنان حَكَم
[١] . اين شخص از جملهء كسانى بود كه از يارى امير المؤمنين عليه السلام تخلف كرده ، در كوفه مانده بود .