ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٦ - آرى ، مردم دوران على عليه السّلام پس از گذشت ساليان متمادى ، برخاستند كه او را بشناسند و تسليم او گردند ، ولى دريغا كه وقت گذشته و دير شده بود
بالاخره - < شعر > بعد ماهى چون رسيدند آن طرف بينوا ايشان ، ستوران بىعلف < / شعر > بگمان اين كه پس از آن همه ناگواريها و مشقّتها قدم به خانهء ميزبانى عزيز خواهند گذاشت كه در همان لحظات اوّل نه تنها خستگىها و مشقّتهاى راه ما بين شهر و روستا را از جان آنان خارج خواهد كرد بلكه اصلا رنج و اندوه همهء ساليان عمر را از يادشان فراموش خواهد ساخت ، ولى ، اسفا ، دريغا - < شعر > روستائى بين كه از بد نيتى مى كند بعد اللَّتيّا و الَّتى < / شعر > آنان در موقع ورود نه تنها استقبالى از روستائى نديدند ، بلكه آن نابكار - < شعر > روى پنهان مى كند ز ايشان به روز تا سوى باغش نبگشايند پوز < / شعر > روى آن روستائى چگونه بود روئى بس بىشرم و وقيح - < شعر > آن چنان رو كه همه زرق و شر است از مسلمانان نهان اولىتر است روىها باشد كه ديوان چون مگس بر سرش باشد نشسته چون حرس چون ببينى رويشان در تو فتند يا مبين آن ، يا چو ديدى خوش مخند بهر آن روى خبيث عاصيه گفت يزدان نسفعا بالنّاصية < / شعر > پس از هزاران مشقّت و تلاش و رنج ، بالاخره - < شعر > چون بپرسيدند و خانه اش يافتند همچو خويشان سوى در بشتافتند < / شعر > كه رنجها و ملالتها و خستگىهاى خود را در آن خانه از بين خواهند برد و در نشاط و خوشىهاى بهشتى در آن خانه ، غوطه ور خواهند گشت . كجا است آن يگانه محبوب ما كجا است آن روستايى عزيزتر از جان ما كه ساليان متمادى با او مانند يك روح در چند قالب زندگى كردهايم اين كه جمال زيباى او را نمى بينيم ، حتما براى آماده كردن قربانىها و روشن كردن چراغها و گستردن بساط جشن و سرور تلاش مى كند .
پس شتاب كنيد كه هر چه زودتر به دولتسراى ميزبان عزيزمان برسيم و نگذاريم كه آن عزيز بيش از اين ، در راه دلخوش كردن و پذيرائى ما به زحمت بيفتد . با كمال نشاط ، مرد شهرى و همسر و كودكان كوچك و بچههاى بزرگش رو بخانهء روستائى كه كعبهء آمالشان بود بحركت در آمدند . آه ، آه كه در برابر آرزوها و نشاط و هيجانهاى