ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٢ - از پرچم حقّ دور نشويد كه هلاك قطعى است
< شعر > مركب استانيد و پس آواز داد آن سلام و آن امانت باز داد طوطئى زان طوطيان لرزيد و پس اوفتاد و مرد و بگسستش نفس شد پشيمان خواجه از گفت خبر گفت رفتم در هلاك جانور اين مگر خويشست با آن طوطيك اين مگر دو جسم بود و روح يك اين چرا كردم چرا دادم پيام سوختم بيچاره را زين گفت خام اين زبان چون سنگ و فم آهن وش است و آنچه بجهد از زبان چون آتشست سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف گه ز روى نقل و گه از روى لاف ز ان كه تاريكست و هر سو پنبه زار در ميان پنبه چون باشد شرار ظالم آن قومى كه چشمان دوختند وز سخنها عالمى را سوختند عالمى را يك سخن ويران كند روبهان مرده را شيران كند جانها در اصل خود عيسى دمند يك زمان زخمند و ديگر مرهمند گر حجاب از جانها برخاستى گفت هر جانى مسيح آساستى گر سخن خواهى كه گوئى چون شكر صبر كن از حرص و اين حلوا بخور صبر باشد مشتهاى زيركان هست حلوا آرزوى كودكان < / شعر > پنج - سخن بى انديشه و كلام بىتدبير و تعقّل ، نه تنها خود انسان را دچار نكبت و سيه روزى ميكند و نه تنها ممكن است جامعه اى را به آتش بكشد و فرهنگ آن جامعه را تباه بسازد و ارزشهاى آن را دگرگون نمايد ، بلكه ممكن است عظمت و ارزشهاى تحصيل شده در طول قرون و اعصار را كه با بذل مساعى و فداكارىهاى اقوام و ملل بدست آمده است ، ساقط كند .
مضمون اين مطلب در بعضى از كلمات قصار امام عليه السّلام آمده است كه : لسان العاقل من وراء قلبه - فاذا اراد الكلام تفكَّر فان كان له قال و إن كان عليه سكت - و قلب الجاهل من وراء لسانه فان همّ بالكلام تكلَّم به من غير تروّ سواء كان له ام عليه .
( زبان آدم خردمند پشت قلبش قرار دارد ، لذا هنگامى كه بخواهد سخنى بگويد ، مى انديشد . اگر سخن بسود او بود ، بزبان مى آورد و اگر بزيان او بود ، سكوت مى كند و قلب نادان در پشت زبانش قرار گرفته است .