ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - دخالت چگونگى وضع محيط و اجتماع در بروز سؤالات و پاسخهاى آنها
كه در آن زندگى مى كنند ، مطرح مى گردند ، همه از اين قسم مسائل مى باشند و بهمين جهت است كه اين گونه مسائل در محدودههاى اقليمى و مكتبى و زمانى محدود نگشته ، در همهء زمانها و محيطها و اجتماعات در معرض بروز و قابل طرح مى باشند ، مگر موانعى در كار بوده باشد . سؤال از اين كه آيا آب مثلا مادّه اى مركَّب است يا عنصرى بسيط در معرض بروز و قابل طرح براى همهء انسانها ميباشد . آيا انسان بجهت تعليم و تربيت قابل رشد و تكامل است ، براى همهء انسانها قابليّت طرح شدن دارد . باين معنى كه عوامل و انگيزههاى بنيادين طرح اين گونه مسائل در همهء دورانها و جوامع و محيطها بالقوّه يا بالفعل وجود دارد .
قسمت دوم ، مسائل روبنائى و معلولى هستند كه اگر چه با نظر به اصول زير بنائى و علل كلَّى آنها مانند قسمت يكم قابل طرح براى عموم مى باشند ، ولى خود آن مسائل در مجراى شرايط و مختصّات زمانى يا محيطى و اجتماعى بوجود مى آيند مانند مسائلى كه زندگى ماشينى بوجود مى آورد . اگر اصول زيربنائى و علل كلَّى زندگى ماشينى را در نظر بگيريم ، خواهيم ديد : مثلا اين كه آيا بشر طالب سرعت در انتقال از يك نقطه به نقطهء ديگر هست يا نه با نظر به نياز بحركتهاى سريع و نتائج آن ، همواره قابل طرح بوده و بطور طبيعى پاسخ مثبت داشته است ، يا مى بايست پاسخ مثبت بآن داده شود . امّا خود اين مسأله كه آيا قالب گيرى شدن مغز و روان بشرى در زندگى ماشينى كه منجرّ به سلب آزاديهاى فراوانى از او خواهد كرد بصلاح بشر است يا نه سؤالى است كه به نظر به امكان محدود ساختن سيطرهء ماشين براى حفظ موجوديّت انسان كه ناشى از چگونگى كاربرد ماشين گشته است ، در محيطها و مجتمعات ماشينى محض كه طعم آنرا چشيدهاند بطور جدّى بروز مى نمايد . همچنين وقتى كه در فرهنگهاى مخصوص هر يك از مجتمعات بشرى دقّت مى كنيم ، مى بينيم : آن فرهنگها از دو قسمت تشكيل يافتهاند : قسمت يكم ، اصول مربوط به مختصّ فرهنگ گرائى است كه در نهاد بشرى وجود دارد و اين اصول چنانكه گفتيم از عموميّت فراگير برخوردار است . قسمت دوم ، خصوصيّات و نمودها و عناصر روبنائى فرهنگ است كه هر يك از آنها مسائل خاصّى را براى خود بوجود مى آورد .
اين مطلب كه متذكَّر شديم قابل ترديد نيست . يكى از نتائج مهمّى كه مى توان