ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٥ - براى كسى كه سؤالى مطرح نيست ، معرفتى مطرح نيست
كه در خود احساس آرامش مى نمايد كه ناشى از حذف يك بعد يا يك نيروى فوق العاده با اهمّيّت ( هشيارى و تعقّل ) در زندگى باشد ، سكونى است خيالى نه آرامش حقيقى .
امير المؤمنين عليه السّلام در وصيّت معروفش به امام حسن مجتبى عليه السّلام مى فرمايد : فإن أشكل عليك شيء من ذلك فاحمله على جهالتك فإنّك أوّل ما خلقت به جاهلا ثمّ علَّمت ، و ما أكثر ما تجهل من الأمر و يتحيّر فيه رأيك و يضلّ فيه بصرك ثمّ تبصره بعد ذلك .
( فرزندم ، اگر در بارهء واقعيّاتى كه براى تو بيان نمودم ، مشكلى پيش آمد ، آنرا بر جهالت خود حمل كن ، زيرا تو در آغاز خلقت بآن جاهل بودى [ يا در آغاز خلقت چيزى نمى دانستى ] و چه بسيار است جهالت تو در بارهء واقعيّاتى كه رأى تو در آنها حيران و بينائيت در آنها گمراه بوده است ، سپس در بارهء آنها بينائى بدست مى آورى . ) اين جملات شريف انسان را به سؤال و جستجو تحريك مى نمايد و اين نكتهء سازنده را گوشزد مى فرمايد كه وقتى حقيقتى براى تو تاريك جلوه كند ، حقيقت را متّهم مكن و آنرا منحرف مساز ، بلكه آنرا بجهل خود مستند نما .
اين انسان بزرگ در شكايت از فساد روزگارى كه در آن زندگى مى كرده است چنين مى فرمايد : يا أيّها النّاس إنّا قد أصبحنا فى دهر عنود و زمن كنود ، يعدّ فيه المحسن مسيئا و يزداد الظَّالم عتوّا . لا ننتفع بما علمنا و لا نسئل عمّا جهلنا و لا نتخوّف قارعة حتّى تحلّ بنا . [١] ( اى مردم ، ما در روزگارى زندگى مى كنيم كه معاند با عظمتها و ارزشها ، پافشارى كننده بر باطل در برابر حقّ است . مردم اين زمان بر همهء نعمتهاى الهى كفران مى ورزند . نيكوكار در اين روزگار بدكار شمرده مى شود و ستمكار بر طغيان و شدّت لجاجت و عصيانش مى افزايد . از آنچه كه مى دانيم سودى نمى بريم و در بارهء آنچه كه نمى دانيم سؤال و جستجو نمى كنيم و
[١] خطبهء ٣٢ ص ٧٤ .