ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٦ - ١٠٥ - و من خطبة له عليه السلام في بعض صفات الرسول الكريم و تهديد بني أمية و عظة الناس
و هيچ فرار كننده اى نمى تواند از او فوت شودسوگند ياد مى كنم بخدا اى بنى اميّه ، بزودى خواهيد ديد كه اين دنيا و زمامداريش در دست كسانى غير از شما و در خانهء دشمنتان خواهد بودآگاه باشيد ، بيناترين چشمها چشمى است كه نگاهش در خير نفوذ كندآگاه باشيد ، شيواترين گوشها گوشى است كه تذكَّر را بشنود و آنرا بپذيرد پند مردم اى مردم ، از شعلهء چراغ واعظى كه خود وعظش را پذيرفته است فروغ بگيريد و از آب زلال چشمه اى بكشيد كه از تيرگى تصفيه شده باشد اى بندگان خدا ، تكيه به جهالت خويشتن ننماييدو مطيع هوىهاى خود نباشيدزيرا كسى كه بچنين موقعيّتى سقوط كند به لبهء رودخانه اى افتاده كه سيل آنرا برده است [ اين شخص ] هلاكت خود را بجهت رأيى كه پس از رأيى بوجود مى آورد ، از محلَّى به محلّ ديگر بدوش خود مى كشد ، [ آن نابخرد با آن حركات نابكارانه ] مى خواهد بچسباند آنچه را كه نمى چسبدو نزديك كند آنچه را كه نزديك نخواهد گشت خدا را ، خدا را در نظر بگيريد از اين كه شكايت پيش كسى ببريد كه نتواند اندوه از شما زايل كندو نتواند با رأى خود چيزى را بشكند كه براى شما محكم گشته است حقيقت اينست كه بر عهدهء شخص پيشوا چيزى جز آنكه از امر خدا متعهّد شده است ، نيست : ابلاغ موعظه و نهايت كوشش در خير خواهىو احياى سنّتو برپاداشتن حدود بر مستحقّان آنهاو اخراج و رساندن سهمها و نصيبها بصاحبانشپس اى مردم ، پيشدستى كنيد براى گرفتن علم پيش از آنكه روييدنى آن بخشكدو پيش از آنكه از استفادهء علمى از دارندگان علم منصرف و به غوطه خوردن در حوادث و فتنهها مشغول شويدو مردم را از كار زشت نهى كنيد و خود نيز از آن دور شويد زيرا جز اين نيست كه شما مأمور شدهايد به نهى كردن مردم پس از آنكه خود از ارتكاب امور زشت اجتناب كنيد