ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٧ - جهت دوم - در توضيح اين تفاوت
( اى كميل ، جمع كنندگان اموال هلاك شدند و علماء تا آخر دنيا به بقاء خود ادامه مى دهند . اعيان محسوس آنها از صحنهء وجود مفقود شده است ، ولى تجسّم روحانى آنان در دلها وجود دارد . ) اين انسانهائى كه بوسيلهء يادگار گذاشتن معرفت و علم يا ديگر باقيات صالحات ، بقاى خود را در طول روزگار تضمين مى نمايند ، بدانجهت است كه آنچه را كه از خود بيادگار مى گذارند ، با عشق به خدمت به نهالهاى باغ خداوندى مى اندوزند و بيادگار مى گذارند و مى روند . و بديهى است كه - < شعر > هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جريدهء عالم دوام ما < / شعر > حافظ سپس امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد : « و گوئى آنچه كه از آخرت وجود دارد پس از اندك زمانى ( پس از مرگ ) ابدى است » يعنى هنگامى كه آدمى با امور اخروى ارتباط برقرار ميكند ، گوئى آن امور هميشگى و غير قابل زوال مى باشند و شايد علَّت آن اينست كه آدمى تا از جويبار زمان خارج نشود نمى تواند با امور اخروى ارتباط برقرار كند . خروج از جويبار زمان بر دو نوع است : خروج موقّت در اين دنيا ، مانند موقع خواب يا موقع بعضى از بيماريهاى موقّت است كه درك زمان از حركت عالم عينى و عالم درونى امكان ناپذير مى شود .
خروج ابدى كه با مرگ انجام مى گيرد . از مرگ به آن طرف واقعيّات اخروى كه ما فوق زمانند ، چنان ثابتند كه گوئى اصلا حدوثى نداشتهاند . انسانها كه در اين زندگانى ، بعد از مرگ را نديدهاند و نمى دانند واقعيّات ثابته يعنى چه ، مى توانند از نوع اوّل ( از خروج موقّت ) عبرت بگيرند و امكان مشاهدهء واقعيّاتى بىنياز از زمان يا زمان ناپذير را تصديق نمايند . آن گاه امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد : « هر قابل شمارشى پايان پذير است » مقصود قابل شمارشهائى است كه در جويبار زمان يكى پس از ديگرى يا يكى در كنار ديگرى در حركت و جريانى غير قابل برگشتند . بهمين ترتيب فرمودهء امام كه « هر مورد انتظارى در حال فرا رسيدن و هر چه كه در حال فرا رسيدن ميباشد نزديك است » در حقيقت امير المؤمنين عليه السّلام مقتضاى ذاتى