ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٠ - عظمت اين مربّى ( علىّ بن ابي طالب عليه السّلام ) در آنست كه براى آگاه ساختن و تعليم و تربيت مردم از خدا يارى مى جويد
< شعر > نى تو را در كار من آورده ام نه كه من مشغول ذكرت كرده ام حيلهها و چاره جوئىهاى تو جذب ما بوده گشاده پاى تو درد عشق تو كمند لطف ما است زير هر يا ربّ تو لبّيكها است هست لبّيكى كه نتوانى شنيد ليك سر تا پا توان آن را چشيد < / شعر > بارقههاى بسيار درخشان روحانى كه مى توانند روشنگر راه ما باشند ، در درون ما انسانها سر مى كشند ، ولى صد حيف و اسف كه دوام نمى آورند و خاموش مى گردند .
اگر عنايات ربّانى در منتفى ساختن موانع بقاى آن فروغها شامل حال ما شوند ، آن فروغهاى ربّانى دوام مى آورند - < شعر > بس ستارهء آتش از آهن جهيد وين دل سوزيده پذيرفت و كشيد ليك در ظلمت يكى دزدى نهان مى نهد انگشت بر استارگان مى كشد استارگان را يك بيك تا نيفروزد چراغى بر فلك < / شعر > ولى اى خداى رحيم :
< شعر > گر عناياتت شود با ما مقيم كى بود بيمى از آن دزد لئيم < / شعر > اصلا بدون عنايات خداوندى ما هيچ و پوچيم - < شعر > اين همه گفتيم ليك اندر بسيچ بى عنايات خدا هيچيم و هيچ بىعنايات حق و خاصان حق گر ملك باشد سياهستش ورق < / شعر > از عنايات خداوندى است كه ناقص را بجاى كامل مى پذيرد و هى بلال حبشى را حى محسوب مى فرمايد ، نه اين كه اصل تكليف را از بلال ساقط نمايد و امتياز انجام تكليف را از او كه از اداى حاء حىّ از مخرج خود ناتوان بوده است سلب كند - < شعر > آن بلال صدق در بانگ نماز حىّ را هى خواند از روى نياز تا بگفتند اى پيمبر نيست راست اين خطا اكنون كه آغاز بناست اى نبىّ و اى رسول كردگار يك مؤذّن كاو بود افصح بيار عيب باشد اوّل دين و صلاح لحن خواندن لفظ حىّ على الفلاح خشم پيغمبر بجوشيد و بگفت يك دو رمزى از عنايات نهفت كاى خسان نزد خدا هى بلال بهتر از صد حى و حى و قيل و قال < / شعر > تكليهء كلَّى بر عقل نظرى باميد آنكه همهء مشكلات را مى تواند حلّ كند و بريدن