ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٥ - فهرست مطالب
پيامبر براى همه انسانها شاهد ، و تهديد كننده مبعوث شده است ٢٠٧ فما احلولت لكم الدنيا فى لذتها . . . و الله ظل ممدودا الى اجل معدود ٢١١ بنى اميه خودكامه چه بهره اى از دنيا و رياست آن گرفتند ٢١١ فالارض لكم شاغرة و ايدكم فيها مبسوطة . . . و سيوفهم عنكم مقبوضة ٢١٢ بنى اميه با شايستگى زمامدارى را اشغال ننمودند ، بلكه از زمينهء خالى و بىمانع بهره بردارى كردند . ٢١٣ الا و ان لكل دم ثائرا و لكل حق باطلا و ان الثائر فى دمائنا . . . ٢١٣ آنجا كه خدا خونخواهى كند ، نه نيازى به شاهد دارد و نه محكوم توانى فرار . ٢١٣ فاقسم بالله يا بنى اميه عما قليل لتعرفنها فى ايدى غيركم . . . ٢١٥ اى بنى اميه بشنويد يا نشنويد ، بزودى دنيا رياست بى اساس آنرا با كمال ذلت از دست خواهيد داد ٢١٦ ايها الناس استصحبوا من شعلة مصباح واعظ متعظ . . ٢١٧ مشعلى از فروغ واعظانى كه خود عامل بوعظ خويشتن هستند فرا راه خود بگيريد ٢١٧ عباد اللَّه ، لا تركنوا الى جهالتكم ٢١٩ سؤال يعنى چه و عوامل پيدايش آن ٢٢٠ براى كسى كه سؤالى مطرح نيست ، معرفتى مطرح نيست ٢٢٣ معلمان و مربيان بايد متعلمان و متربيان را با شايستگى سؤال آشنا سازند ٢٢٧ اما كو صاحب نظران ٢٢٧ طرح صحيح سؤال اساسىترين عامل تسهيل جواب است ٢٢٨ پاسخ يك سؤال هنگامى به منطق واقعى مى رسد كه انگيزهء آن روشن باشد . ٢٣٤ يك سؤال و پاسخهاى متعدد ٢٣٧ سؤالهاى غير منطقى ٢٤٠ يكى از مقدسترين حالات روحى انسان موقعى بروز ميكند كه آن هنگام كه پاسخ سؤالى را كه نمى داند ، سكوت كند و مقدستر از آن ، اينست كه به سكوت محض قناعت نكند و با كمال شجاعت و صراحت بگويد : من نمى دانم و با احساس عظمتى كه در بارهء واقعيات و لزوم آشنائى با آنها دارد ، بهمين « نمى دانم » هم قناعت نكند و حركت خود را ادامه بدهد و در رديف جويندگان