ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - طرح صحيح سؤال اساسىترين عامل تسهيل جواب است
بشر روزى خواهد توانست از قدرتى كه بدست مى آورد ، سوء استفاده نكند و خود از داشتن قدرت ناتوان نگردد و اصول و ارزشهاى ثابت شدهء انسانى را زير پا نگذارد اگر ما مفاهيم روشنى در بارهء « بشر » ، « قدرت » ، « آينده » ، « استفاده » ، « ناتوانى » و « اصول و ارزشهاى ثابت » نداشته باشيم ، قطعا نخواهيم فهميد كه اصل مسأله چيست و مجهول ما كدام است . لذا ممكن است مسأله با اشكال زير مطرح گردد ، يا اگر اشكال زير مورد حلّ و فصل قرار نگيرد ، سؤال يا مسأله خنثى خواهد ماند : ١ - آيا بشر قدرت را خواهد شناخت مسلَّم است كه همهء سؤال اين نيست ، زيرا بشر تا آنجا كه امكان داشته است قدرت و كاربرد آنرا شناخته است .
٢ - آيا بشر آن قدرت را دارد كه در برابر قدرت ناتوان نگردد طرح سؤال بدين ترتيب هم ابهام انگيز است ، زيرا در جملهء مزبور نه تنها معناى قدرت روشن نيست ، بلكه معناى ناتوانى هم معلوم نيست كه ناتوانى از چه ٣ - ممكن است سؤال اين طور مطرح گردد و يا اين مسأله هم يكى از ابعاد سؤال مطروحه باشد كه آيا آگاهى انسان در برابر ناآگاهى قدرت بايد نابود گردد ٤ - آيا اصلا ضرورتى وجود دارد كه از قدرت سوء استفاده نشود و كدامين دليل اثبات كرده است كه بايد ارزشهاى انسانى قربانى قدرت نگردد ٥ - آيا انتخاب اصلح براى بقاء ، خود يكى از اصول ارزشها نيست اگر چنين است پس اصل سؤال بايد اصلاح شود .
ملاحظه مى شود كه يك سؤال چه اندازه داراى جهات و سطوح مختلف است كه اگر يكايك آنها روشن نشود سؤال در يكعدّه مفاهيم كلَّى و غير مشخّص گم مى شود .
لذا براى تنقيح و تصفيهء سؤال مورد بحث بايد : يك - معناى بشر روشن گردد كه بشر حيوانى است داراى استعدادهاى بسيار عالى و داراى مختصّات بسيار مهمّ و اين استعدادها و مختصّات در صورت شناخت و كاربرد صحيح آنها ، چهره اى فوق العاده عالى و حقيقتى كامل از انسان را نشان مى دهند و در صورت عدم شناخت و يا عدم بهره بردارى صحيح از آنها ، چهره اى خطرناك و حقيقتى غير قابل تفسير و توجيه از انسان را نشان خواهند داد . براى اثبات اين مدّعا كه انسان قابل انعطاف بيكى از دو نقيض صعود و تنزل پست دارد ، اندك مطالعه اى