ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨ - عامل دوم - ابهامات و تاريكىهائى كه سودجويان بنام دين
از سورهء الرّوم مطرح شده است و بايد به آيات ١٠٩ از سورهء يوسف و ٤٤ از سورهء الفاطر و ٢١ و ٨٢ از سورهء غافر و ١١ از سورهء الانعام و ٣٦ از سورهء النّحل و ٦٩ از سورهء النّمل نيز مراجعه شود . البتّه آيات متعدّد ديگرى وجود دارد كه حالات و جريان زندگى گذشتگان را با اشكال گوناگون مطرح فرموده است و ضمنا دستور كلَّى براى عبرتگيرى و تجربه اندوزى از آنها را بيان نموده است ، مانند : ١ - ( فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ) [١] .
( بآنان داستان بگو ، باشد كه بينديشند . ) ٢ - ( لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لأُولِي الأَلْبابِ ) [٢] .
( در داستان آن گذشتگان عبرت ( تجربه براى پندگيرى ) براى صاحبان عقول است . ) ٣ - ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى ) [٣] .
( [ البتّه در داستان استكبار و نابودى فرعون ] عبرتى است براى كسى كه خشيت [ خوف يا خوف آميخته با رجاء ] داشته باشد . ) براى كسى كه در اين دنيا اطَّلاعى از ارزش حيات خود دارد ، بدون ترديد آنچه كه در صفحهء هستى بوقوع مى پيوندد ، مى تواند سطرى از كتاب آموزندهء حيات بوده باشد ، لذا هر حادثه اى چه در گذشته ترين دورانهاى تاريخ باشد و چه در حال حاضر در برابر چشمانش بوقوع بپيوندد ، و خواه آن حادثه كوچك باشد و خواه بزرگ ، تلخ باشد يا شيرين ، از دوست باشد يا از دشمن ، مى تواند وسيلهء آموزش واقعيّاتى بوده باشد . و براى هر كسى كه اطَّلاعى از ارزش حيات خود ندارد ، اگر از آغاز تاريخ تا پايان آن ، زندگى كند و مغزى بقدرت همهء مغزهاى بزرگ تاريخ داشته باشد و همهء حوادث و رويدادها چه در گذشته و چه در حال ، مانند يك كتاب با همهء اصول و قوانين و
[١] الأعراف آيهء ١٧٦ .
[٢] يوسف آيهء ١١١ .
[٣] النّازعات آيهء ٢٦ .