تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٤ - شرح آيات
ابتلاء است و آنها را بر خدا براى همه مردم مقدر مىسازد.
«جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً- پاداش آنان در نزد پروردگارشان بهشتهاى هميشگى است كه از پاى درختان آنها نهرهاى آب جارى است و هميشه در آنها باقى خواهند ماند.» آيا اين براى آن نيست كه طينت ايشان به صلاح رسيده و به همين سبب اهل بهشت شدهاند و هميشه در آن باقى خواهند ماند، چرا كه بهشت خود نيز/ ٢٦٨ صلاح است و براى اهل صلاح آماده شده، و بزرگتر از بهشت خرسندى خدا است كه قلبهاى ايشان را از رضا و آرامش و نور پر مىكند.
«رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ- خدا از ايشان خرسند است و آنان از خدا خرسندند.» چگونه آدمى به درجه رضوان مىرسد؟ با شناخت خدا و ترس داشتن از او كه ميراث شناخت او و علامت نزديكى به او و گواه برداشته شدن پردههاى گناه ميان او و ايشان است.
«ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ- اين از آن كسى است كه از پروردگار خود بترسد.» و به همين سبب در دعاى مأثور از پيغمبر- صلى اللَّه عليه و آله- آمده است كه: «خدايا مرا چنان كن كه از تو بترسم و چنان باشد كه گويى تو را مىبينم، و مرا به تقوى و بيم داشتن از خودت سعادتمند ساز».
و در آيه كريمه ديگرى آمده است كه: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ- هر آينه بندگان عالم خدا از او مىترسند». [٥] پس ترس و خشيت آرايش علماى به خدا است، و در دعاى صباح مأثور از امام امير المؤمنين- عليه السلام- آمده است: «خدايا! تو منزهى و جز تو خدايى نيست، و تو را ستايش مىكنم، كيست كه قدر تو را بشناسد و از تو نترسد، و كيست
[٥] - فاطر/ ٢٨.