تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٦ - شرح آيات
دارد كه انسان در ميان ديگر آفريدگان به آن ممتاز شده است.
اين معنى چيزى است كه با سياق سوره سازگار است، و بنا بر اين قوام نيكويى كه خدا به آدمى عنايت فرموده، تنها تقويم جسد او نيست، بدان سبب كه اين تقويم مقدمه براى چيزى مهمتر است كه همان قوام روان او است، و بدان روى كه مؤمن و كافر در آن با يكديگر شريكند، ديگر باز گرداندن كفار به تنهايى به اسفل سافلين معنايى ندارد.
انسان براى آن آفريده شده است كه مهمان پروردگار خويش در باغهاى جاودانى بوده باشد، و بر نشيمنگاه راستين در نزد مليك و مالكى مقتدر بنشيند، و همچون پروردگار بزرگ خود به چيزى بگويد: باش، پس بباشد، و در خط آن انسانى قرار گيرد كه به سوى پروردگار خود عروج مىكند و با آن فاصلهاى همچون فاصله دو كمان يا كمتر پيدا كند (قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى).
[٥] ولى اين فرصت مبارك كه به او عنايت شده، چون مورد استفاده قرار نگيرد، كاملا بر عكس مىشود، و شخص همچون بالا رونده از كوه بزرگى خواهد بود كه چون قدمش بلغزد و به ژرفناى دره سرازير مىشود.
«ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ- سپس او را به پستترين پستيها بازگردانديم.» به كجا؟ به جهنم كه بد جاى بازگشتنى است، و در آن جا آرزوى آن مىكند كه كاش خاك مىبود.
[٦] حال كه آدمى با نيكوترين اندازه آفريده شده، آيا روا است كه خود را واگذارد كه قضا و قدر او را به هر جا كه مىخواهد ببرد؟ هرگز! ... چه اين به پستترين پستيها مىانجامد، و ناگزير بايد فهم و فعاليت وجود داشته باشد تا شخص به اين درك اسفل سقوط نكند، و مثل او در اين باره همچون مثل كسى است كه بر قله كوهى بسيار بلند قرار گرفته است و ناگهان گرفتار طوفان باد شديدى مىشود كه اگر تمام هوش و اراده و نيروى خود را به كار نگيرد، به عمق دره فرو خواهد افتاد.