تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٣ - شرح آيات
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ. چرا. و همه زندگى آدمى كدح و تلاش است مگر آن كه از آن غفلت ورزد و به تلاش و كوشش سختتر بگريزد، و بر دشواريهاى آن غالب شود تا آن كه به اين اعتراف نكند كه دشوارى و صعوبتى وجود دارد.
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ- آدمى را در رنج و براى رنج آفريديم.» و چگونه مىشود از چيزى گريخت كه جزئى از حيثيت و حتى وجود آدمى است، چه بخواهيم و چه نخواهيم؟! نيز گفتهاند كه كبد به معنى سختى و رنجورى است.
/ ١١٨ خود هستى عبارت از يك سلسله پيروزيهاى عليه نيستى است، مگر وجود نورى نيست كه به هر چيز واقعيت مىبخشد؟ چنان تصور كن كه نور عبارت از ذراتى پيوسته به يكديگر است، پس اگر متوقف شود چيزى جز تاريكى بر جاى نمىماند.
زندگى به نوبه خود عبارت از يك سلسله از مبارزات عليه مرگ است، آن نيز نورى تجديد شونده است كه نتيجه عمل ميليونها عامل همزمان است كه چون بعضى از آنها مفقود شود، خود نابود خواهد شد.
به همين گونه زندگى هر يك از ما مبارزهاى با طبيعت است، آيا مىدانى چند ميليارد سلول در مراحل زندگى براى از بين بردن جان تو مورد حملهات قرار دادهاند، و چند بار در معرض مرگ قرار گرفتهاى و خدا تو را از آن نجات داده است؟ و حتى در تراز آشكار انسان را در كبد مىيابيم: در تاريكى زهدان براى بقا مبارزه مىكند، و در هنگام ولادت با بزرگترين چالشها مواجه مىشود، و حتى ساعت زادن را به ساعت مرگ تشبيه كردهاند، و آدمى در كودكى از گرسنگى و تشنگى و درد و رو به رو شدن با خطرها رنج فراوان تحمل مىكند، آيا چند درصد مرگ اطفال در كشورهاى رو به رشد بالاترين و در غير آن بالا نيست؟! كودكى را كه در حال فرا گرفتن عمل راه رفتن است تماشا كن و ببين كه چگونه گام بر مىدارد و چگونه مىافتد، و ملاحظه كن كه در وقت ياد گرفتن لغات و كلمات با چه دشواريها رو به رو است، و هنگامى كه مىخواهد پدر و مادر را