تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩ - معناى واژهها
فلانى شب هنگام نزد من آمد، و اصل معنى «طرق» كوبيدن است، و به همين جهت چكش را مطرقة مىخوانند، و راه را بدان سبب «طريق» مىخوانند كه در زير پاى راه روندگان بر آن كوبيده مىشود. و «طارق» به معنى آينده در شب است كه نيازمند به كوبيدن در خانه دارد.
٢ [الدافق]: دفق ريختن آب با قوت است، و دفع نيز مثل آن است. و در مفردات راغب آمده است: ماء دافق، يعنى جريان كننده با سرعت. و به همين گونه آب مرد به نيرو در زهدان زن مىريزد.
٧ [الترائب]: دندههاى سينه است.
٩ [تبلى السرائر]: يعنى آشكار مىشود ضميرها و اسرار؛ و «بلى الثوب» يعنى جامه كهنه شد؛ و بلوته به معنى آزمايش و امتحان كردم آن را است، كه گويى از كثرت آزمايش كهنه و فرسوده شده. و در روز قيامت سرائر و رازها آزمايش مىشود تا شرّ و خير آنها آشكار شود.
١١ [الرجع]: باران است، به سبب آن كه مىآيد و باز مىگردد و تكرار مىشود.
١٢ [الصدع]: به معنى شكاف است و صدع زمين شكافته شدن آن بر اثر بيرون آمدن گياه و درخت از آن است.