تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٥ - شرح آيات
مىپردازد. بنا بر آنچه از رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- روايت شده است
«چيزى است در آتش شبيه خيار كه تلخى آن/ ٦٥ از صبر بيشتر است، و گندناكى آن بيشتر از بوى بد مردار و از آتش سوزندهتر است كه خدا آن را ضريع نام داده است». [٥] آيا ضريع گياهى آتشين همچون زقّوم است، يا عرق دوزخيان و ترشحات خارج شده از سوراخهاى بدن بدكاران همچون غسلين، يا چيزى ديگر، و اگر گياه است چگونه در آتش نمىسوزد، و اگر عرق است چرا تبخير نمىشود؟
جهان ديگر با جهان ما تفاوت دارد، تنها الفاظ شبيه يكديگر است تا اندكى از آنچه را كه در آن عالم است بتوانيم ادراك كنيم، و گرنه هر چيز در آن جا با آنچه در نزد ما است متفاوت است: آتش غير از آتش ما است، و پوست ساكنان دوزخ جز پوست ايشان در دنيا، و عقرب و مار و درخت زقوم جهنم همچون نظاير آنها در اين دنيا نيست كه اگر به آتش دوزخ عرضه شود، در يك چشم به هم زدن مىسوزد، همه آنها براى آن جهان و به مقياس آن جهان آفريده شده، چنان كه زمان در آن جا نيز با زمان دنيا متفاوت است ... پس اگر كلمهاى از قرآن را در توضيح آخرت تفسير مىكنيم، چيزى جز تفسير تقريبى نيست و نمىتوان گفت كه تفسير دقيق است.
ضريع نيز چنين است، و آن در دنيا- چنان كه گفتهاند-: گياهى خاردار و چسبيده به زمين است، كه مردم قريش آن را، هنگامى كه تر و تازه است، به نام شبرق مىنامند، و چون خشك شود ضريع، هيچ جنبنده و بهيمهاى به آن نزديك نمىشود، و سمى كشنده است، و پليدترين طعام است. و اين دو كلمه در بيت عربى زير آمده است
رعى الشبرق الرّيّان حتى إذا ذوى
و عاد ضريعا بان منه النحائص [٦]