تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤ - شرح آيات
آفريدگان او است، پس چگونه روا مىدارد كه چنين كتابى در معرض دسيسه و تزوير و تحريف و فراموشى قرار گيرد.
دوم: پيامبر به اين كتاب ايمان آورد، و مؤمنان همه به اين كتاب با صفاتى كه در آن است ايمان آوردند، پس چگونه ممكن است بگذارند كه آن در معرض تحريف و فراموشى قرار گيرد، در صورتى كه مىدانيم آنان سازندگان تمدنى پيشرو شدند، و مسلمانان- به صورت مجموع- هرگز به جنگى براى برانداختن اصولى نپرداختند تا امكان اين فرض پيدا شود كه اوضاع و احوال وابسته به يك كار سرّى، بعضى از آنچه را كه در كتاب ايشان است از يادشان برد.
سوم: خواندن و نوشتن در آغاز اسلام شايع و رايج شد، و مسلمانان به همه تفصيلات تاريخ خود، و حتى به بعضى از چيزهايى كه معمولا نويسندگان و مورخان آنها را مهمل مىگذارند، اهتمام و توجه فراوان كردند، و قرآن در اين باره ترغيب مىكند و به قلم و آنچه با قلم نوشته مىشود سوگند ياد مىكند، پس چگونه ممكن است كلمات پروردگارشان با اين اهتمام از ياد ايشان برود.
چهارم: در اين جا خدا به پيامبرش- صلّى اللَّه عليه و آله- مىگويد «سنقرئك فلا تنسى»، پس چه حكمتى در پس خوانا كردن و فراموش نكردن وجود داشته است؟ آيا نبايد رسالت الاهى كه آخرين رسالت او است باقى و برقرار ماند؟ پس چگونه ممكن است فرض كنيم كه اين رسالت در معرض تحريف قرار گرفته است.
بنا بر اين شواهد و جز آن، اعتقاد من آن است كه قرآن رسيده به ما،/ ٤٤ همان است كه از جانب خدا به همين صورت كه هست نازل شده، و اين كه جمع كننده آن شخص رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- بود كه با رسيدن هر آيه فرمان مىداده است كه آن را در جاى مخصوص به آن در فلان سوره ثبت و ضبط كنند، و حتى اگر اين آيه در آغاز بعثت در مكه يا در پايان آن در مدينه نازل شده، باز وضع به همين ترتيب بوده است.
تصور اين مطلب براى من امكان پذير نيست كه رسول خدا كتاب پروردگار