تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٢ - شرح آيات
دوم: قلب آدمى خانهاى تاريك و در حال فرو ريختن است كه چراغ آن عقل و ستون آن ايمان است، و روشنى عقل برخاسته از نور خدا، و روح ايمان جلوهاى از ياد خدا است، و چون قلب از خدا غافل شود، شيطان به انگيختن فساد در آن مىپردازد. چرا؟ بدان جهت كه طبيعت نخستين آدمى نادانى/ ٤٧٠ و ناتوانى است، مگر پروردگارمان نگفته است خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ، و اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ، و إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً* إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً، و وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً؟
مگر آدميزادگان از خاك نيستند و طبيعت خاك عجز و ضعف و جهل و غفلت نيست؟
پس اگر قلب لحظه به لحظه به نور خدا اتصال پيدا نكند، چگونه مىتواند حقايق را ببيند، در صورتى كه پروردگار ما گفته است وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ.
اگر عزيمت و اراده شخص از خدا با روح ايمان مدد نگيرد، چگونه مىتواند از ناتوانى و عاجزى خود در گذرد و با شهوتها و فشارها به مبارزه و چالش بپردازد؟
سوم: بنا بر اين مؤمنان از آن روى به خدا پناه مىبرند كه لحظهاى آنان را به حال خود وا نگذارد، و مىگويند: ربنا لا تكلنا الى انفسنا طرفة عين أبدا، چه در همين يك لحظه ممكن است واقعه صورت وقوع پيدا كند، مگر خدا پيامبرش يونس بن متّى را ساعتى به حال خود وانگذاشت و او عليه قوم خويش دعا كرد و گرفتار زندانى شدن در شكم جانور دريايى (حوت) شد؟
و گمان من آن است كه ترك اولايى كه از پيامبران سر مىزند، در لحظههايى است كه پروردگار آنان را به حال خود مىگذارد، پس غافل مىمانند و فراموش مىكنند، و خدا آنچه را كه از ايشان سر مىزند عصيان و سركشى مىنامد، و سپس توبه ايشان را مىپذيرد، و اين همه براى آن است كه هيچ كس گمان نبرد كه آنان خدايانند، و نيز براى آن كه يقين و اطمينان ايشان افزايش پيدا كند.