تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٠ - شرح آيات
وسوسه مىنامند، از آن روى كه به حديث نفس شباهت دارد، و گفتند كه شيطان بدان سبب وسواس ناميده شده كه/ ٤٦٨ صاحب وسوسه است، امّا «خنّاس» مشتق از خنوس است كه به معنى پنهان شدن است، و از آن است گفته خداى تعالى فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ كه مقصود از آن ستارگان است زيرا كه پس از آشكار بودن پنهان مىشوند، و شايد معنى خنوس آمد و شد ميان دو حالت آشكار و پنهان بودن باشد، يا ميان پيش رفتن و پس رفتن، و لذا بعضى معنى آن را باز گشتن دانستهاند.
بنا بر اين شيطان از آن نظر خنّاس ناميده شده كه پيوسته در حال آمد و رفت است و هر چه رانده شود باز بر مىگردد، و چون به ياد خدا افتى مىرود و با غافل ماندن از ياد خدا باز مىگردد، و به همين سبب از ابن عباس در تفسير آيه دو وجه روايت شده است: يكى اين كه با وسوسه از هدايت باز مىگردد، و ديگر اين كه با وسوسه از يقين بيرون مىرود.
[٥] و شيطان القاءات گمراه كننده خود را به قلب آدمى مىريزد كه مركز عزم و تصميم گرفتن است
«الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ- كه در سينهها (و قلبهاى) مردمان وسوسه و ايجاد ترديد مىكند.» هيچ كس نيست، كه اگر پيوسته به خدا متمسك نباشد، شيطان وسوسههاى خود را به او القا نكند.
[٦] و وسواس از جن است و ذريه ابليس كه خدا او را لعنت كرد و از خود راند، و ابليس بر خود گرفت كه فرزندان آدم را از راه راست خدا منحرف و گمراه كند، و گاه اغوا كننده ممكن است از آدميزادگانى بوده باشد كه ابليس آنان را گمراه كرده است
«مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ- از پريان و آدميان.» از ابو ذر- رضى اللَّه عنه- روايت شده است كه به مردى گفت: آيا از شياطين بشرى به خدا پناه بردهاى؟ و او گفت: آيا در آدميزادگان هم شياطينى وجود دارد؟ و ابو ذر گفت: آرى، بنا بر اين گفته خداى تعالى:/ ٤٦٩ وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِ