تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١١ - شرح آيات
نه. بلكه او خداى صمد است كه نه از چيز است و نه در چيز و نه بر چيز.
به وجود آورنده و آفريننده چيزها است، و آنها را به قدرت خود پديد مىآورد، و آنچه براى نابودى آفريده است متلاشى مىشود، و آنچه براى بقا آفريده است به علم او باقى مىماند.
اين است خداى صمدى كه نه زاده است و نه فرزند مىآورد، و داناى پنهان و آشكار است، و بزرگ و برتر، و هيچ همتايى ندارد. [٩]/ ٤٤٦ بدين گونه امام حسين- عليه السلام- از كلمه صمد معانى لطيفى را در توحيد الهام گرفت، و اگر در معنى صمد كه ياد كرديم، يعنى پرى و غير مجوفى، تدبر كنيم، خواهيم دانست كه چگونه اين صفتى است كه با آن آفريده از آفريدگار تمايز پيدا مىكند، پس هيچ آفريدهاى نيست كه در واقع يا در نظر عقل يا در وهم يا در تصور تركيب يافته از اجزاء نبوده باشد، و تنها خدا است كه از تركيب صفات در هر يك از اين نواحى مبرا است.
ما بنا بر دانشهاى محدود خويش از جسم، اين را مىدانيم كه هر چيز مركب از ذراتى خرد است، و در اين ذرات جاهاى خالى عظيم نسبت به بزرگى ذره وجود دارد، بدان سان كه چون يك خروار چوب را كه اگر بر روى زمين ريخته شود سطح وسيعى از آن را مىپوشاند بتوانيم، به فرض، از همه جاهاى خالى آن تهى كنيم، حجمى پيدا خواهد كرد كه نسبت به حجم سابق آن بسيار كوچك است، ولى وزن يك خروار آن هيچ تغييرى پيدا نمىكند. ولى به خدا افزايش و كاهش راه ندارد، بدان سبب كه كامل است، و اگر در او نقصى فرض كنيم، چه فرقى با موجوداتى كه خود آفريده است خواهد داشت؟ و اگر خالق و مخلوق برابر باشند، چرا از اساس بايد در انديشه وجود يك خالق بيفتيم؟ مگر نه اين است كه چون در آفريدگان نقص و نياز مشاهده كرديم، عقل ما را به آفريدگارى بىنقص رهبرى
[٩] - همان منبع، ص ٢٢٤.