تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٣ - شرح آيات
گفتهاند كه: كوثر مشتق از كثير است، به همان گونه كه نوفل مشتق از نفل و جوهر مشتق از جهر است، و بدين گونه اعراب از هر چيز كثير و بسيار در كميت، و بزرگ در تنوع با لفظ كوثر ياد مىكند.
در تأويل كلمه كوثر گفتهها فراوان است و جامع آنها اين گفته است كه
خدا به پيامبر خود خير فراوان بخشيده است كه همه ميدانهاى خير و ابعاد زندگى او را فرا مىگيرد: از رسالت مبارك تا ذرّيه پاكيزه و امت گواه و نام نيكو و شفاعت كردن در نزد خدا و/ ٣٩١ حوضى كه از مهمانان پروردگار پيش از در آمدن ايشان به بهشت در كنار آن پذيرايى مىشود.
ولى بزرگترين تأويل كوثر كتاب و عترت است، براى آن كه دو دستگيره و وزنه سنگين است كه رسول اللَّه (ص) پس از خود براى امت برجاى گذاشته و به تمسك جستن به آنها فرمان داده و چنين افزوده است كه: «آن دو از يكديگر جدا نخواهند شد تا در كنار حوض بر من وارد شوند».
بدين گونه حوض كوثر در بهشت يا در دهانه آن مجسم كننده كوثرى است كه تجسم آن در دنيا به كتاب خدا و عترت فرستاده او بوده است.
اين تفسير با سياق سوره متناسب است كه بدگوى رسول را دم بريده خوانده است، و مفهوم آن اين است كه عترت و ذرّيه رسول پس از او امتداد پيدا مىكند، بر عكس عاص بن وائل سهمى كه گفتهاند او كسى بوده است كه رسول را ابتر و بلا عقب خوانده و اين سوره در حق او نازل شده و او را ابتر خوانده است.
در سبب نزول اين سوره چنين آمده است: رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- از باب صفا وارد خانه خدا و از باب مروه از آن خارج و با عاص بن وائل سهمى رو به رو شد، و چون عاص به نزد قريش بازگشت، از او پرسيدند كه با چه كس رو به رو شدى؟ و او گفت: با آن ابتر، و مقصودش پيامبر اسلام- صلى اللَّه عليه و آله- بود و اين سوره پس از آن نازل شد. [١]
[١] - الدر المنثور، ج ٦، ص ٤٠١.