تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٤ - شرح آيات
خويش افروخته- چنان به نظر مىرسد- كه حالت انفجارى دارد كه هر چيز را در آن بزرگ مىسازد.
«نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ- آتش افروخته خدا،» كافى است اين را بدانيد كه آن آتش خداى بزرگ و پر سطوت و گسترده كبريا است، و نسبت دادن به خدا از آن روى است كه وى آن را افروخته است، و شايد ايقاد (افروختن) غير از شعلهور شدن و به معنى ملتهب شدن و شدت يافتن بوده باشد، و گفتهاند كه خداوند عز و جل هزار سال، و هزار سال، و هزار سال آن را افروخت تا سياه شد، و در انتظار دشمنان خدا باقى ماند، و پناه بر خدا از آن.
[٧] به سبب شدت آتش آن را مىبينى كه، براى رسيدن به قلبها، پوست و گوشت و استخوان را مىسوزاند، و گفتهاند كه: چون به دلها رسيد پوست و گوشت و استخوان دوباره پديد مىآيد و بار ديگر به چشيدن عذاب مىپردازد.
«الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ- كه بر دلها مسلط مىشود (و آنها را مىسوزاند).» بعضى گفتهاند كه: آتش دوزخ مستقيما به جوف و مغز وجود آدمى راه مىيابد و آن را مىسوزاند، و بعضى ديگر گفتهاند كه: اين آتش شعور دارد و از درون دلهاى گنهكاران آگاه است و به اندازه كفر آنها عذابشان مىدهد.
[٨] پس از آن كه به آتش دوزخ افكنده شدند، درهاى جهنم به روى آنان بسته مىشود و باد و نسيم و شكايت و كلامى در كار نيست، بلكه همه شهيق و زفير است و آه و ناله و عذاب شديد.
/ ٣٤٩ «إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ- درهاى آن به روى ايشان بسته است.» [٩] در حديث به جا مانده از رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- آمده است كه: «سپس خدا فرشتگانى را با طبقهايى از آتش و ميخهايى از آتش و گرزهايى از آتش بر سر ايشان مىفرستد و با آنچه در اين طبقها است آنان را مىپوشانند، و به وسيله ميخها آنان را در جاى خود محكم مىبندند، پس شكافى باقى نمىماند تا نسيمى داخل شود، و از آن اندوهى بيرون رود، و خداوند بر عرش خويش آنان را از