تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٥ - شرح آيات
بسيار عظيم است كه فهم انسان از دريافت دامنه هولناكى آن ناتوان است.
«مَا الْقارِعَةُ- چه كوبندهاى!» [٣] هر اندازه بزرگ باشد، بر ما است كه خود را به فهم آن نزديك كنيم، چه از اين راه مىتوانيم در مقابل غفلت و نادانى و پريشانى موجود در نفسهاى خويش مقاومت نشان دهيم.
«وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ- و تو چه دانى كه آن چه اندازه كوبنده است؟!»/ ٣٠٣ نفس آدمى به انقلاب و گسيختگى و پريشانى، در صورتى كه كوفتن آن با اندرزهاى آخرت نباشد، و از اين راه از هول و هراسهاى آن كه كودكان را پير مىكند آگاه نشود، متمايل است، و به همين سبب آيات قرآن بسيار بيم دهنده و سخت تهديد كننده است، تا مگر بر سر عقل بياييم، يا گوش فرا داريم و عقل خويش را از خواب ژرف بيدار كنيم.
[٤] القابى كه با آنها امروز خود را فريب مىدهيم، و نامهاى عريض و طويل و افتخارات و نياكان در آن روز از هم مىپاشد، و دهها هزار از بليونها افراد بشر همچون پروانههاى تابستانى پراكنده مىشوند و از شدت تراكم آنها را همچون ابرهاى متراكم بر يكديگر مشاهده مىكنيم، يا همچون موج ملخهايى كه مانند غبارى انبوه به نظر مىرسد، پس قيمت يك پشه در گروهى از پشگان يا يك ملخ در موج ملخ چه مىتواند باشد؟ من و تو در ميان گروه فرزندان آدم كه به محشر حاضر مىشويم كه از زمان آدم تا قيام ساعت در جهان بودهاند، چه ارزشى مىتوانيم داشته باشيم؟
«يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ- در آن روز كه مردمان همچون پروانگان پراكندهاند.» گفتهاند كه فراش هر پرندهاى است كه در آتش و چراغ مىافتد، و به گفتهاى ديگر هر پرنده ناچيزى همچون پشه و مگس و ملخ چنين ناميده مىشود، و از رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- روايت شده است كه گفت: «مثل من و مثل